صحبت های مسعود رهنما مدیرکل ورزش و جوانان استان گیلان در سالن شهرداری جیرنده ۹۴/۲/۷

Warning: fread(): Length parameter must be greater than 0 in /home/ammarlou/domains/ammarlou.ir/public_html/wp-content/plugins/bottom-of-every-post/bottom_of_every_post.php on line 32
modirkol varzesh dar jirandeh (63)

 

 

 

 

 

 

 

صحبت های مسعود رهنما مدیرکل ورزش و جوانان استان گیلان در سالن شهرداری جیرنده ۹۴/۲/۷

• با عرض سلام و ادب و احترام به حضار محترم و مردم خونگرم شهر جیرنده.
• باید خیلی زودتر از اینها خدمت می رسیدیم.
• از همان برخورد اول؛ هم دلم گرفت و هم انرژی مثبت گرفتم.
• من خودم هم روستا زاده هستم. دوستان می دونند از کجا بلند شدم و از کجا حرکت کردم و الان خادم شما در حوزه ورزش استان هستم. برام فرقی نمی کنه بعضی ها می گویند اینجوری رفتار می کنی، جایگاه می آید پایین و … خیلی این جور چیزها برام فرقی نمی کنه چون با بازی و ورزش رشد و نمو پیدا کردم.
• جیرنده را که مشاهده کردم دست مسئولین را می بوسم. چرا؟ چون که بابت حوزه ای حساس هستند که یک ضرورت در کشور ما هست.
• با کمال قدرت دارم عرض می کنم طبق تحقیقات مرکز تحقیقات مجمع مصلحت نظام بسیاری از الگوهای مردم در طول دوران عوض شده است. الان در مملکت ما ۲ صنف الگو هستند: ۱- هنرمندان ۲- ورزشکاران یعنی مردم به این ۲ گروه اعتماد می کنند.
• پول که به ما می رسه، در اداره کل سفت می گیریم به شهرستان هم برسه، خیلی سخت می گیرند. شاید به روستاها هم نرسد. البته کارهای خوبی انجام شده. شکرگزار خدا هستیم از عوامل جامعه نیز تشکر می کنم.
• از دولتهای خدمتگزار از اول انقلاب تاکنون تقدیر و تشکر می کنم. اگر بودجه ای دادند در واقع در ورزش هزینه نکرده اند؛ بلکه سرمایه گذاری کرده اند.
• ورزش یکی از عوامل عقب انداختن و یا بازدارنده شدیدی است در برابر ناهنجاریهای اجتماعی. با مقایسه شرایط فعلی جامعه با ۴۰ سال پیش همه باید اعتراف کنیم که ناهنجاریها افزایش پیدا کرده است. اگر در منزل ما سرایت نکرده است؛ تا خانه همسایه ما و تا درب منزل ما آمده است.

  • بنابراین مسئولان باید توجه کنند؛ اگر یک ورزشکار داریم، یعنی یک بزهکار اجتماعی کمتر داریم. اگر یک سالن ورزشی داریم، یعنی یک زندان کمتر داریم. وظیفه همه ماست و همه باید به این مسیر حرکت کنیم. راه دیگری نداریم.
  • چه تفریحی با هنجارها و عقاید ما نزدیک تر از تفریح و فعالیت های ورزشی است؟
  • بعد از کسب مقام قهرمانی تیم کاراته کشور بعد از ۵۰ سال در مسابقات جهانی و بعد از بازیهای آسیایی خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم. فرمایشات ایشان را در حوزه ورزش بروید بخوانید و ببینید که به چه اندازه مسئولان کشور را انذار و تنذیر داده اند. فرمودند: “اگر در زمینه ورزش بودجه می گذارید هزینه نیست، بلکه سرمایه گذاری و مصونیت است.”
  • آقای بازیار و همکاران ما در دیگر شهرستان ها باید توجه ویژه ای در این زمینه داشته باشند.
  • وظیفه خودم می دانم که به ورزش روستاها حتماً توجه ویژه ای داشته باشیم. اعتقاد دارم که با ورزش می توانیم برای مردم مصونیت ایجاد کنیم.
  • بجز بعضی از رشته های خاص؛ قریب به اتفاق نخبگان ورزشی از طبقه دوم جامعه هستند. مثل من روستا زاده هستند. بچه طبقه اول جامعه نمی آید به خودش فشار بیاورد، نمی آید مشت و لگد بخورد، عرق بریزد، پا آسیب ببیند، ۲ساعت رکاب بزند و ۱۰ ساعت تمرین کند. قهرمانان رشته های ورزشی آدمهای سخت کوش هستند.
  • افلاطون می گوید بالاترین حب، حب وطن است. وطن از خانه و روستا شروع می شود بعد به شهرستان و … می رسد. درخانه نسبت به همسایه خودمان حساس هستیم. اگر بیگانه ای همسایه ما را اذیت کند، ما حساسیت نشان می دهیم.
  • اگر علیرضا جهانبخش اینجا رشد و نمو پیدا کرده و در یک رشته ورزشی پولساز کار می کند، باید به اینجا کمک کند. ببینید بعضی بزرگان رشته های مختلف ورزشی دستشان توی کارهای خیر است. جهانبخش می تواند پای خیلی ها را اینجا بکشد. مثلاً علی دایی را بیاره اینجا. یا امین قاسمی پور استاندار را بیاورد اینجا. اینها ظرفیت های فرادولتی هستند. از این ظرفیت ها استفاده کنید. حالا اگر شهرداری و شورا این قدر اهتمام دارند به نظر می رسد ما نیز باید به این سَمت حرکت کنیم.
  • وقتی داشتید گزارش تصویری می دادید من داشتم نگاه می کردم چه رشته هایی فعالیت می کردند. وقتی خانم پروانه در پرتاب نیزه در سطح قهرمانی کار می کنند ما نیز باید مدیریت منابع داشته باشیم. وقتی ۱۰۰۰ تومان پول داری نمی توانی به صدهزار نفر کمک کنی.
  • من در مزارع برنج بزرگ شدم اگر اسب و گاو نداشتیم، نمی توانستیم کشاورزی کنیم. یا اگر آب کم بود نمی توانستیم آب را به ردیف های پایین برسانیم. ناچار بودیم ردیف های پایین بسوزد تا ردیف های بالا آباد شود. با این مقدار پول و اعتبار و امکاناتی که داریم باید در رشته های خاص سرمایه گذاری کنیم(بحث آمایش سرزمین و یا همان عرضه و تقاضا). آنجا که استعداد داریم خرج کنیم. سالن ورزشی داشته باشی و ورزشکار نداشته باشی؟ اتفاقی که مملکت ما از آن ضربه بسیار خورده است. جاهایی ورزشگاه ساختند که ورزشکار ندارد.
  • یا در بعضی جاها آنقدر پروژه نیمه تمام طولانی شده که از استانداردهای جهانی خارج شده است. من با اعتباری که برای احداث بعضی ورزشگاه ها هزینه شده و تعداد ورزشکار ما در آن رشته ها کم هم هستند؛ می توانستم قهرمان المپیک تحویل دهم. مگر بعد از ۵۰ سال تیم کاراته را در جهان قهرمان نکردم. اگر این اعتبار را در بوکس هزینه می کردم ۲ تا امین قاسمی پور تحویل می دادم. اگر می دادم در رشته های انفرادی دیگر، از حالت تک ستاره ای در می آمدم.
  • دوستان! من هم آسیب دیده ام. رشته تحصیلی من هم در همین زمینه است. تکلیف شرعی و ملی ما اینه که مقدار بودجه ای که در اختیار داریم به فوریت خرج کنیم.
  • امروز با این محبتی که داشتید و مسئولین جمع شدند و ما را شرمنده کردند؛ قول می دهم یک برآورد از تقاضای دوستان داشته باشیم و به تیم های ورزشی کمک کنیم.
  • اصلاً دوست ندارم گذشته ها را در جلسات عمومی نقد کنم. اما در جلسات خصوصی آسیب ها را بشناسیم و روی محاسن بیشتر تلاش کنیم تا بیشتر جلو برویم.
  • اگر وضعیت ما اینه که در استان گیلان ۴۱ پروژه با اعتبار بیش از ۵۲ میلیارد تومان نیاز داریم؛ دلیلش این است که هر مسئولی هرکجا رفته یک جایی را کلنگ زده. بخاطر چی؟ برای همین به آقای اسماعیلی گفتم تقاضاها را بررسی کنید و بعداً …
  • خواهش می کنم، نگذارید بعنوان مسئول که به اینجا آمدم به شما قول دروغ بدهم. قول می دهم بیت المال را که در اختیار من قرار گرفته است به عدالت تقسیم کنم. عدالت به معنی مساوی نیست. بالاترین اسناد بالادستی ما قرآن کریم است. در قرآن کریم بین آنهایی که تلاش می کنند و تلاش نمی کنند و بین آنهایی که می دانند و نمی دانند فرق قایل است.
  • به زبان ورزشی باید بگویم بر اساس کمیت و کیفیت مکانها و مناطق ورزشی موظف هستیم، ثروت ملی را پخش کنیم.
  • دلیل چیه؟ دلیلش اینه که من خودم یکی از معترضین هستم. دوستان می دانند؛ در جلسات وزارت خانه یا همین سفر رییس جمهوری بیشترین دفاع را من کردم و بیشترین اعتبارات را گرفتم.
  • چرا باید سرانه ما بیست سوم باشد؟ وقتی ما رتبه چهارم را در کشور داریم؛ به چه دلیل باید در سرانه رتبه بیست و سوم را داشته باشیم؟ برای چی؟ حق ما را باید بدهند.
  • از آن طرف به چه دلیل مدیران کاری کردند که ۳ شهرستان ما بالاتر از میانگین کشور که نه بلکه از سرانه هدف بالاتر باشد؟(مثلاً هدف سازمان در ۱۰ سال آینده) بعدش مثلاً ۱۰ شهرستان ما از میانگین کشور عقب تر هستند و همین باعث شده رتبه ما در کشور شده بیست و سوم. چرا باید بعضی مسئولان ما منطقه ای فکر کنند فقط؟
  • من به شما قول می دهم بعنوان فرزند شما؛ توی روستا این قضایا را ببینم و لحاظ کنم. من در خدمت شما هستم. قطعاً پیگیری می کنم.
  • بچه های ورزشی ما را شرمنده کردند. در حد وسع از تیم های ورزشی حمایت می کنیم.
  • بار دیگر از مسئولین تقدیر و تشکر می کنم. انشاء ا… که برای همه شما خیری و خوبی پیش بیاید.

جناب آقای رهنما مدیرکل ورزش و جوانان استان گیلان بعد از اینکه معاون امور جوانان وی (هاشم اسماعیلی) هنگام درخواست کمک به دانش آموزان دختر تیم دومیدانی بخش عمارلو بغضش ترکید و گریه کرد؛ به صحبت های خود ادامه داد که بخش دوم صحبت ها و مصاحبه با ایشان را به سمع و نظر شما می رسانیم:

  •  من محکوم به این هستم که فلانی چسبیده به ورزشهای انفرادی. مثلاً کاراته. همه ما بیاییم یک مقدار منطقی فکر کنیم. برای یک بخش کوچک آقا هاشم گریه کردند. ببینید دوستان: در ورزشهایی که قرار داد یک نفرشان به اندازه ۱۰۰ سال حقوق یک کارمند است. ما حق نداریم پول دولتی را خرج بخش خصوصی کنیم. بخش خصوصی هستی کارت را انجام بده.
  • هاشم اسماعیلی حق دارد گریه کند. من پول دولتی را با دستورالعمل های بخش خصوصی هزینه نمی کنم.
  • پول دولتی حاصل فروش تخم مرغ و یا مالیات گرفتن از فروش گوسفندهای شماست که به دست من می رسد. نسبت به آن حساسم. به چه دلیل؟ تعریف از خود نمی کنم. اما من عضو تیم ملی بودم؛ دانشجو هم بودم؛ بلوک زنی کار می کردم و می رفتم تیم ملی. دیدم که دیده نشدیم.
  • انشاء ا… با آن فرمایشی حضرت آقا که فرمودند” همان چیزی که من می خواستم بگویم آقای وزیر(گودرزی) گفتند.” و خود ایشان فرمودند “اصلاً به نام توجه نکنید فقط قانون را اجرا کنید.” ما نیز طبق فرمایشات ایشان نباید اسیر احساسات شویم.
  • پاداشی که در همین بازیهای آسیایی گرفتم به اندازه ۳۰ سال فیش حقوقی بنده است. (۱/۲۰۰/۰۰۰) یک میلیون و دویست هزار تومان؛ فوق لیسانس، مدیرکل و … جداً عرض می کنم. البته اضافه کار و یکسری چیزها واریز می شود. البته من خبر این چیزها را نداشتم. و امور من می گذشت.
  • من بخاطر مملکت کشتی گرفتم، وزنه زدم، توپ زدم و … این چه حرفی است. زمانی اینجوری است که از سهمیه ها و صندوق ها استفاده نکنی. آن زمان است که برای مملکت کار کرده ای. چه منت می گذاری؟ مملکتی که این همه شهید داده چه منتی داری که بگذاری؟
  • تمام پول های ما دارد در ورزش حرفه ای تزریق و هزینه می شود که یکصدم درصد جامعه ورزشی هم نیستند. ورزش به قسمت های پرورشی، همگانی، قهرمانی و حرفه ای تقسیم می شود. به اندازه چند ده برابر بودجه کل وزارت ورزش و جوانان در ورزش حرفه ای گردش مالی وجود دارد.
  • آقای وزیر مثل من در دهات بزرگ شده است. من می دانم خانم پروانه چه گرفتاری کشیده. به همین دلیل گفتم ورزشکاران فوتبالیست نسبت به این منطقه احساس وظیفه باید بکنند. کسی که در ورزش حرفه ای صدها برابر سطح متوسط جامعه درآمد دارد باید مالیات بدهد، خمس و زکات بدهد، انفاق کند.
  • ببخشید آقا هاشم باعث شدند.

***************************************

  • ما امروز اینجا قهرمان داریم در سطح کشور توی رشته ای که ما حسرت مدال داشتیم در آن. بنابراین مربیان و ورزشکاران مستقیم از من حمایت می شوند. پاداش به مربی و ورزشکاران، یک مقدار هم وسایل ورزشی.
  • من لذت دونی بردم از این همه همت و محبت. عشق یعنی همین.
  

نوشته شده توسط umran در دوشنبه, ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱:۲۱ ب.ظ

دیدگاه


5 + 5 =