چاپ مقاله درباره روستای خرمکوه در گیلان نامه

Warning: fread(): Length parameter must be greater than 0 in /home/ammarlou/domains/ammarlou.ir/public_html/wp-content/plugins/bottom-of-every-post/bottom_of_every_post.php on line 32
Rudbarnews-gilanname-1.jpg

این مقاله در سال۹۰ در۲۷ صفحه تهیه و تحویل آقای جکتاجی شد و امسال در جلد هشتم به چاپ رسید بخش هایی از این مقاله در ادامه آورده شده است.

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

معرفی روستای خُرمکوه

مقدمه

نام رسمی روستا

نام قدیمی روستا” خره پو” می باشد، این نام در میان اهالی، روستاهای هم جوار و مناطق دیگر از مدت ها رواج داشته است. اما از دهه ی ۵۰ به بعد نام روستا به “خُرّمکوه” تغییر کرده و در محاورات عمومی، مکاتبات رسمی و اداری مانند پرونده های تحصیلی، نامه های اداری از بخشداری، فرمانداری، استانداری و حتی وزارت کشور با نام “خُرّمکوه” مکاتبه می شود. تنها در اداره ثبت احوال نام روستا به نام “خره پو” نوشته می شود و بر این اساس پسوند برخی  اهالی به خره پویی می باشد. البته درخواست برای تغییر نام روستا و اعمال آن در اداره ثبت احوال به استانداری ارسال شده و در حال پیگیری می باشد.

نام عرفی روستا

همان طور که در یاد داشت های قبلی اشاره شد نامی که اکنون برای روستا به کار برده می شود و در بین مردم پذیرفته شده و از ۴۰ سال اخیر رواج پیدا کرده است نام  “خُرّمکوه” می باشد.

وجه تسمیه روستا

وجه تسمیه خره پو: گاهی دیده می شود که بعضی افراد ناآگاهانه از گفتن نام خره پو خودداری می کنند، اما جالب است بدانید نام خره پو ریشه در ادبیات دیرین این مرز و بوم دارد.خره در  فارسی پهلوی به معنای پر، زیاد، فراوان و زیاد بودن می باشد. پو  یا پود که اولی مخفف است، به معنی نخ یا پشم بافته شده می باشد و ترکیب این دوکلمه یعنی پیشوند”خره+پو” اسم برای مکان و به معنی جایی است که پو (نخ و پشم ریسیده شده) زیاد یافت می شود. وقتی به علت این نامگذاری دقت می کنیم متوجه می شویم که در این منطقه دامداری زیاد بوده  تا جایی که هنوز در منزل روستاییان ابزار پشم ریسی مثل دوک و شانه مخصوص ریسنگی یافت می شود.

وجه تسمیه”خُرّمکوه”

در سمت غربی روستا  کوهی به نام هزارخال قرار دارد، در دامنه این کوه به علت وجود بقعه متبرک امامزاده طاهر(س)  واعتقادات مردم، وقطع ننمودن درختان و بوته های اطراف امامزاده این کوه به جنگلی با درختان عظیم الجثه می ماند. شاید علّت نامگذاری روستا به “خُرّمکوه” همین سرسبزی و خُرّمی این کوه بوده است.

توضیحاتی اجمالی در مورد روستا(دورنمای کلی روستا)

نکته:با توجه به وجود منابع آبی زیاد در بالا دست روستا و عدم آبرسانی در زمینه کشاورزی و آب شرب توسط مسئولین منطقه و شهرستان و بروز مشکلات عدیده به دنبال آن،به نظر می رسد اهالی تمایل زیادی به ماندن در روستا ندارند، به مثابه مثل معروف که:”هرجا آب هست، آبادانی هست”روستاییان برای کسب درآمد و فرار از مشکلات و وجود تبعیض در رسیدگی به روستاهای عمارلو از روستا خارج شده و خود یا فرزندانشان در شهرها ماندگار می شوند. به نظر می رسد در آینده روستا از جمعیت خالی می شود. مگر فکری اساسی برای مشکلات روستا بشود، تا جوانان رغبتی برای بازگشت به روستا داشته باشند.

تاریخ روستا

شرح مختصری از تاریخ روستا

روستا درکنار رودخانه بزرگ”اسیو رودخان”(آسیاب رودخان)،شمشارود، توییل روخان(رودخانه گل آلود)  که در پای کوه های هزارخال و میل سنگ واقع شده است. از این نظر محل خوبی برای سکنی گزیدن انسان ها در طول سال های گذشته بوده است. شاید وجود رودخانه و منابع آبی بالا دست روستا دلیل اصلی استقرار ساکنان اولیه این محل بوده است. هم چنین وجود کوه ها پناهگاه خوبی برای آن ها بوده است.در کنار این، امکانات اولیه بوده که دامداری، کشاورزی وصنایع بومی شکل گرفته است.

در سال های دور مکتب خانه جایگاه تعلیم و تربیت اطفال در روستای خرمکوه بوده است، ملا اشرف، ملا مقام، ملا حمزه و… از ملاهای معروف روستا بوده اند. مرحوم قربانعلی نظری از جمله کسانی بوده اند که در روستاهای بخش دیلمان به مکتب داری مشغول بوده اند. اولین مدرسه روستا در دهه ی چهل در روستا دایر شده است. در همان سال ها حمام عمومی و آب لوله کشی عمومی راه اندازی شده است. در هر کوچه ای شیر آبی و جایگاهی درست شده بود که مردم از آن جا آب برمی داشتند. متاسفانه هم اکنون روستای خرمکوه بعد از آسیب دیدگی زلزله ی ۶۹ فاقذ آب لوله کشی بهداشتی می باشد.

 شهدای روستای خرمکوه

 در انقلاب و دفاع مقدس روستای خرمکوه ۴ شهید تقدیم انقلاب و اسلام نمود که اسامی آن ها به ترتیب شهادت عبارتند از :

۱-شهید محرمعلی مومنی  شهید ایام انقلاب شهید ” محرمعلی مومنی تولد: ۱۳۳۸ نام پدر:علی

شهادت: ۱۷ شهریور ۵۷ معروف به جمعه سیاه در میدان شهدای(ژاله) تهران

۲- شهید جاوید زاهدی پاسدار شهید نام پدر:عاشورعلی تاریخ تولد:۱۳۴۵تاریخ شهادت:۳۰/۴/ ۱۳۶۶

۳- شهید نجاتجعلی دهقان معلم شهید نام پدر عیسی تارخ تولد:۱۳۴۷تاریخ شهادت:۲۴/۱/۱۳۶۷محل شهادت:سید صادق عراق

۴-شهید غلامحسین احمدپور نام پدر :علی تارخ تولد۱۳۴۴تاریخ شهادت:۱۰/۵/۱۳۶۷

 روستا در کتب تاریخی

خرم کوه. < خ ُرْ رَ > (اِخ ) دهی است جزء بلوک فاراب دهستان عمارلوی بخش رودخانه ٔ شهرستان رشت. این ناحیه در جنوب خاوری رودبار و ۴۹ هزارگزی شمال خاوری پل لوشان واقع می باشد و کوهستانی با آب و هوای معتدل است. آب از رودخانه ٔ سرخ رود. محصولات آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی و راه آن مالرو است. اکثر سکنه برای معاش پائیز و زمستان به گیلان می روند. در تقسیمات کشوری ، روستای خرمکوه در استان گیلان، شهرستان رودبار، بخش فاراب عمارلو و دهستان کلیشم می باشد. خرمکوه در ۶۰ کیلومتری لوشان قرار دارد. مردم برای انجام کارهای اداری به جیرنده مرکز بخش یا به رودبار مرکز شهرستان مراجعه می کنند. شغل مردم این روستا کشاورزی و دامداری می باشد که به صورت محدود است. شغل های ذیگر مثل لحاف دوزی، نمدمالی، آهنگری و کار در معدن زغال سنگ البرز غربی هم در میان مشاغل روستا پیدامی شود. {خرم کوه در لغت نامه دهخدا و-(فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).}

هم چنین در کتاب گیلان ولایت دارالمرز تالیف رابینو و کتاب گیلان روستای خُرّمکوه معرفی شده است.

روستا در اقوال تاریخی و نگاه ریش سفیدان

در گفتگو با برخی گذشتگان، بعضی اقوامی که در روستا زندگی می کنند از مناطق دیگری به روستا مهاجرت کرده اند، به طور مثال عده ای از روستای کوه پس دیلمان یا عده ای از لاهیجان و عده ای دیگر از اقوام ترک می باشند. برخی از این اقوام هنوز با خویشاوندان خود در آن نواحی ارتباط دارند. اما نکته مهم تر این است که در جای جای روستا، زمین های متعلق به روستا و باغات و ییلاقات قبوری یافت شده که جای قبور حفاری شده در این مناطق به چشم می خورد. این مطلب نشان دهنده زندگی در هزاران سال قبل در این روستاست. به گفته یکی از محققین در رشته باستان شناسی بعضی آثار به دوره ساسانی می رسد. نکته دیگری که قابل ذکر می باشد مقاومت روستاییان در مقابل تجاوز گری برخی همسایگان می باشد که نتیجه این مقاومت ها باعث احقاق حق روستاییان شده است.

آثار تاریخی موجود در روستا

آثار بجا مانده از گذشته های دور درروستای خُرّمکوه، مراکز تجمع  انسانی و ظهور قلمرو بزرگ در این منطقه فراهم آورده است. آثار بدست آمد از رد پای انسانها در مسیر تاریخ زینت بخش این روستاست. پیدایش قلاع کوتیریالقبور و گورستان های گوناگون در نقاط  مختلف زمین های روستا، تپّه هایی که نشانه هایی از وجود زندگی در آن ها یافت شده، همگی بیانگر وجود تمدن انسانی در ادوار مختلف در این روستاست.

۱-امامزاده طاهر(ع) روستای خرمکوه

امامزاده ای که در بالای کوه هزارخال وجود دارد قبلا زیارتگاه مردم در طول سال بوده، به طوری که روز سوم شهادت امام حسین علیه السلام در ایام محرم  مردم روستا های یکنم به همراه مردم خرّمکوه به آن جا به زیارت می آمدند پس از زیارت به مسجد خرّمکوه آمده بعد از صرف ناهار  بر می گشتند. البته این امامزاده و اتاقکی گلی هنوز در این مکان باقی مانده است ولی از درختانی که زمانی در این جا پر بوده اند خبری نیست.

نظر آقای غلامی کفترودی نویسنده و گیلان شناس(ایشان در تاریخ ۲۵/۲/۸۸ پس از بازدید از محل امامزاده نظر خود را به سازمان اوقاف گیلان ارائه نمودند.

بقعه امامزاده طاهر(ع) خرمکوه واقع در ارتفاع ۴۰۰ متری کوه هزار خال دارای بنایی با یک اتاق و ایوان به مساحت تقریبی ۱۵ متر مربع با صندوق و دیوارهای نقاشی شده، مربوط به دوره قاجاریه بوده، که در حدود سال ۱۳۳۵بر اثر سیلاب ویران شد و در آن سال تجدید بنا گردید و بنای اخیرالذکر نیز در زلزله سال خورشیدی ۱۳۶۹ به کلی تخریب شد و اکنون محل مرقد به وسیله اتاقکی سنگ و گل به ابعاد ۵/۲ در۵/۲ متر پوشیده شده است. چشمه کوچکی هم در این جا جاری است.

((محبت اهل بیت (ع) یکى از فرایض اسلامى است. برقرارى ارتباط عاطفى بین ما و ائمه (ع)، ما را از لغزش‏ها و آسیب‏ها حفظ می ‏کند. ضمن این که با بهره ‏گیرى از آموزه‏ هاى اهل بیت می ‏توانند مسیر صحیح زندگى را انتخاب نمایند. در قرآن کریم، پاداش هدایت‏گرى و ارشاد مردم از سوى اهل بیت (ع)، محبت و دوستى آنان قرار داده شده است: «قل لا اسئلکم علیه اجراً الاّ المودّه فى القربى». ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱۷ – ۱۸، ذیل آیه ۲۳ سوره شورى. پیامبر (ص) فرمود: «مودّت اهل بیت من، بر هر مرد و زنى واجب است.»

تفسیر نمونه، ج ۲۰، ذیل آیه ۲۳ سوره شورى

همه باید  برای امام‌زاده‌ها احترام قائل شوند و با احترام به امام‌زاده‌ها در حقیقت به اهل بیت پیامبر خدمت کردیم. شخصیت‌هایی که در بقاع متبرکه مدفون هستند انتصاب به نبی مکرم اسلام دارند و همه مردم در پناه آن هستند و باید احترام آنان را نگه داریم.

امام‌زادگان حاملان فرهنگ نبی مکرم اسلام هستند و آنان دین جدشان را تبلیغ کردند و این اماکن باید اثر معنوی در بین مردم داشته باشد.))

لازم به ذکر است که امامزاده طاهر (ع) روستای خرمکوه در مرحله اول در اوقاف گیلان به ثبت رسیده است. مراحل بعدی در دستور کار قرار دارد و ساخت و توسعه ی بقعه این امامزاده نیازمند همُت مسئولین مخصوصا اوقاف، مسئولین شهرستان و مردم ولایتمدار دارد.

 ۲-قلاع کوتی کوچک و بزرگ

قلاع کوتی کوچک و بزرگ در قسمت شمال غربی روستا ۲ قلعه وجود داشته که آثار و بقایای آن هنوز باقی است. در اطراف این قلعه ها قبر هایی وجود دارد که در سال های  قبل از پیروزی انقلاب توسط سوداگران حفر شده و معروف به کافر قبرستان(گبری) می باشد. البته در میان آن ها قبر مسلمان هم دیده شده است. قلاع کوتی در قسمت شمال غربی روستا. نام این قلاع(قلعه ها)در کتاب ۳ جلدی (کتاب گیلان-گیلان شناسی) ذکر شده است، متاسفانه این قلاع به طور کلی تخریب شده و فقط آثار دیوار چین در روی دو تپه روبروی هم قرار گرفته اند.

نظر آقای فلاحیان کارشناس ارشد باستان شناسی(آثار مورد نظر شما تحت عناوین قلعه کوتی بالا وپایین و گورستانهای تاریخی آنجا نظیر شمشا دیوار و … در جریان بررسی وشناسایی باستان شناختی سال ۱۳۸۲ به سرپرستی اینجانب مورد بررسی قرار گرفته و گزارش کامل آن در قالب مجلد  بررسی و شناسایی حوزه رودخانه شاهرود (عمارلو) در مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی گیلان (رشت) نگهداری می شود  و نکته دیگر اینکه این آثار در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است حالا چرا محافظت نمی شود؟ این مسئله به میزان محافظت سازمان میراث فرهنگی استان از آثار تاریخی مربوط است و شما بهتر است این مسئله را از میراث استان و یا پاسگاه های محل پیگیری فرمایید. آثار تاریخی روستای خرمکوه و یا خرپو نظیر همین قلعه کوتی به نظرم از آثار منحصر بفرد و دارای قابلیت فراوان برای کاوش باستان شناسی در کل منطقه عمارلو است).

۳- قبور مختلف و گورستان های تاریخی

این گورستان ها در نقاط مختلف روستا و زمین های آن وجود داشته است که بیانگر این موضوع است که در زمانه های مختلف، محل های ی از روستا ساکنانی داشته است.به طور نمونه در این زمین ها قبر و گورستان مشاهده می شود: حیدر چاکان، بیلیش، تخته راه، کاکل سر، کاکل پس (کاکُل: تپه های باستانی)، اسکلی چک و زمینهایی معروف به کرایه.

۴-آسیاب آبی

وجود ۲ آسیاب آبی رودخانه که محل این آسیاب در قسمت جنوبی روستا واقع می باشد.این آسیاب ها در حدود ۵۰ سال پیش هم مورد استفاده قرار می گرفته است.

بخش سوم:اقتصاد،اشتغال و درآمد

فصل اول:دور نمای کلی اقتصاد روستا

از گذشته های دور در روستا کشاورزی، دامداری و برخی صنایع و مشاغل بومی، محلی در روستا وجود داشته است. به نظر می رسد به دلیل وجود پار ه ای از مشکلات اساسی درروستا، بسیاری از مشاغل در حال از بین رفتن هستند و بعضی از آن ها هم در آمد قابل ملاحظه ای ندارند. بنابراین به دلیل توجیه اقتصادی نداشتن مشاغل روستایی موجودیت خود را ازدست می دهند.

صنایع موجود در روستا

لحاف دوزی، نمد مالی، صیقلی یا آهنگری(ساخت داس، تبر، کلنگ و …).

کهن ترین شیوه وروش فراهم سازی زیرانداز که تاکنون شناخته شده نمدمالی است. نَمَد نوعی بافته سنتی زیراندازی است که با پشم تولید می شود. در فرانسه به آن فوتر می‌گویند. نمد درلغت پارچه ای کلفت است که ازپشم یاکرک مالیده سازند و از آن فرش وکلاه و جامه کنند . نمد ساده ترین نوع کف پوش است و ساخت آن احتیاج به دستگاه خاصی دارند. در نمد مالی در واقع از خاصیت طبیعی پشم که عبارت از در هم پیچیدن الیاف آن در اثر رطوبت و فشار است استفاده می شود. احتمال دارد که اولین بار بافندگانی که الیاف پشمی خود را شسته و برای گرفتن رطوبت آن با چوبدستی ضربه هایی به پشم می زده اند، موفق به کشف این خصوصیت پشم و در نتیجه موفق به بوجود آوردن صنعت نمدمالی شده باشند.

نمدهای ایران، در هر منطقه از این سرزمین، رازی سر به مهر دارند که با شکل های تجریدی و نمادین رنگ های برگرفته از طبیعت، بخشی از فرهنگ هنرهای عامیانه ما را تشکیل می دهند.

فرهنگی که سرشار از زیبایی، رمز و راز، عشق، … و به یک معنی مالامال از زندگی است. هنر نمدمالی محتملاً بر هنر بافندگی مقدم بوده است. نمد در آسیا به ویژه در ایران از زمان های قدیم به عنوان لباس، کلاه و خیمه و زیرانداز به کار می رفته و در شرایطی سخت تولید می شده است. تهیه و ساخت نمد در ایران همچنان به صورت سنتی صورت می گیرد و هنرمند ایرانی با نقش و نگار و دستان توانمند و هنرمندانه خود بدان روح تازه ی می بخشد.

نمدمالی صنعتی است که با تمام اعضای بدن در ارتباط است و نمدمال با عشق تمام به کار، همراه با حرکات موزون و دلنشین دست و پا و خواندن شعرهای لطیف و موزون خستگی مفرط ناشی از کار مداوم را همراه با عرق کردن فراوان از تن خسته خود بیرون می کند و به انتظار فرش کردن دستمایه تلاش خود می نشیند.

دستمایه ای که نقش های رنگارنگ طبیعی جلوه ای از طبیعت زیبا را با نقوش ساده و صمیمی به بینندگان نشان می دهد تا منظر زیبای صنعت دست بشر را که خداوند سبحان دراختیار اشرف مخلوقات قرارداده است، نظاره گر باشد.

تولیدات صنایع دستی، صرف نظر از درآمدزا بودن، برآورنده بسیاری از نیازهای خانوار تولیدکننده یا ساکنان منطقه تولید نیز هست و از بین این نوع تولیدات، نمد جزو صنایعی است که چنین خصوصیتی دارد.

تاریخچه نمد

نمدمالی از ابتدایی ترین شیوه های نساجی است که گفته می شود ابتدا در آسیای میانه به وجود آمد . ازدوره نوسنگی مردمی که باپشم سروکار داشته اند ٬ نمد را می شناختند . اسناد ومدارک چینی ۲۳۰۰ پیش از میلاد درباره پادری  ٬زره و سپر نمدی خبر می دهد .

درگورهای عصر مفرغ ٬ درآلمان نمدهایی پیدا شده که تاریخ آن به ۱۴۰۰ پیش از میلاد می رسد . نویسندگان کلاسیک ٬ از همر به این طرف ٬ درباره نمد سخن گفته اند و آن را بطور عمده به ایران نسبت داده اند . در گور سکاهای سده پنجم پیش از میلاد مسیح که در قسمت های مستور از برف و یخ روسیه مرکزی پیدا شده اشیاء نمدی زیادی چون پرده ٬ قالی ٬ عرقچین ٬ جل اسب و پتو به دست آمده است . قبایل ترک که از این نواحی مهاجرت کرده اند و چادرنشینهای ایرانی نیز تا به امروز استادان مسلم هنر نمد سازی هستند. نه تنها کپنک نمدی با کلاه و آستین یکپارچه درست می کنند ٬ بلکه در تزیین وآرایش نمد با نقشه هایی که از پشم رنگ شده در دور نمد به کار می برند استاد هستند . روشی که این چادر نشینان به کار می بردند ساده بوده وتا امروز هم پایدار بوده است . قدیمی ترین نمد موجود در گنجینه سلطنتی (شو سو یین) در‹‹نارا›› واقع در ژاپن متعلق به قرن هشتم پیش از میلاد است ٬ این نمد ها را از راه داد و ستد یا به عنوان پیش کش به ژاپن می آوردند. شیوه نمد مالی و تهیه نمد از زمانهای گذشته تا کنون تغییری نکرده است و در نقاط مختلف تقریبا یکسان می باشد اما موادی که به پشم میافزایند گونا گون است مثلا در مازندران آب خالص ٬ در با ختران و فارس صابون بدین منظور مصرف می شود . در نواحی دشت گر گان تا بابل و آمل ورامسر و کلار دشت نمد مالی انجام می گردد . ایلات ترکمن نیز نمد را جهت پوشش سقف و اسکلت چوبی کلبه و یورت خود می مالند و نوعی نمد مرغوب نیز با نقشهای گوناگون جهت زیر انداز ومفروش نمودن کف کلبه فراهم می سا زند . نمد مالی در نواحی اصفهان بروجن ٬ بختیاری نیز رایج بوده است . در با ختران در شهرهای قصرشیرین ٬ سر پل ذهاب ٬ اسلام آباد غرب و کرند نمد مالی متداول است .روایت داستانی به نقل از کتاب سیری در صنایع دستی ایران ( تالیف : جی کلاگ) به روایت داستان عامیانه ا ی که در میان نمدمالان سمنان ومازندران مشهور است ٬ پسر حضرت سلیمان ٬ چوپانی بود که می خوا ست از پشم گوسفندش برای بافتن پارچه استفاده کند پس از آن که چندین بار در این آرزو ناکام شد دست از کوشش بر داشت ٬و از روی ناامیدی پشم را مشت کوبید و اشک اندوه بر آن ریخت اشک ها به درون الیاف پشم راه یافت وآ نها را به هم چسباند آنگاه پسر حضرت سلیمان دریافت که از خیساندن و مالیدن پشم ٬پارچه ای برایش ساخته شده است بدینسان نخستین نمد ‹‹آفریده ›› شد ویاد پسر حضرت سلیمان تااین زمان به عنوان‹‹ رب النوع ››نمد مالان شمال ایران زنده مانده است .این افسانه درباره (آفرینش )نمد گواه آن است که نمد مالی کهن ترین شیوه شناخته شده در بافت است ونمد شاید کهن ترین شکل کفپوش دستباف است.

درحال حاضر این هنر به صورت استاد شاگردی آموزش داده می شود .از آنجا که تولید نمد کار بسیار سخت و بازار فروش آن کم است محصول آن به صورت فراوان در بازار و در دست عموم قرار ندارد.مهم ترین تولیدات نمدی امروز به صورت زیراندازهای نمدی، جلودری، تن پوش های نمدی،  و امثال آنهاارائه می شود.

نمد و مواد اولیه:

درنمدمالی عمل بافتن انجام نمی شود بلکه با ایجاد فشار و رطوبت و حرارت، موجب درهم رفتن الیاف پشمی می‌شوند. دو خاصیت جعدیابی و پوسته ای شدن ِ پشم امکان تولید نمد را فراهم می کنند۱.پشمی که برای تولید نمد به کار می رود پشم بهاره گوسفند با الیاف بلند است. از صابون و زرده تخم مرغ نیز می توان برای بهتر شدن کیفیت کار استفاده کرد. مقدار پشمی که برای هرمترمربع نمد لازم است با مقدار پشم لازم برای تولید قالی برابر است اما چون زمان تولید نمد بسیار کوتاه تر است (حدود یک روز) قیمت آن پایین است۱. معمولا نمدمالان فعالیت خود را از اوایل فروردین ماه آغاز کرده و در اواخر مهرماه خاتمه میدهند و بهترین پشم در کار نمدمالی پشم شش ماهه اول سال است.

پشم گوسفند: پشم به عنوان مهمترین ماده اولیه برای نمد مالی از خصوصیات ویژه ای برخوردار است که اگر نبود این خصو صیات ویژه در پشم شاید ساخت نمد به عمل نمی رسید.

ویژگی های پشم:

پشم  رشته هایی است که مانند مو و کرک بر روی بدن گوسفند و شتر می روید و خشن و زبر و مجعد است و با رشتن آن نخ و سپس پارچه یا انواع فرش بافته می گردد. الیاف پشم از ماده مخصوصی به نام ‹‹کراتین›› تشکیل گردیده و ویژگی اسیدی وبازی را تواما دارد و این بدان جهت است که دارای مقدار مساوی از عوامل ‹‹کر بکسیل›› و ‹‹آمین ››می باشد

۱- پشم خام دارای ۱۶ تا ۷۰ درصد نا خالصی بشرح زیر است ۲-چربی ٬ که عامل جلوگیری از شکستن الیاف می باشد و در پوست حیوان تولید می شود.

رطوبت ٬ که درصد آن در پشم های مختلف متفاوت است گرد وخاک ٬ کثافات ٬ مواد معدنی دیگر ومواد گیاهی خشک شده ٬ که برای از بین بردن آنها علاوه بر شستشو باید از روش «خاکگیری و کر بونیزه کردن » نیز استفاده نمود . حدود ۹۰ در صد لیف پشمی از سلول های پوستی تشکیل شده و قابل ذکر است که سلول های پوستی نیروی کشش الیاف پشمی را که به حدود ۲۰تا۴۰ درصد می رسد ونیز رنگ طبیعی آن را تامین می نماید.الیاف پشم طبیعی دارای خواص فیزیکی وشیمیایی است که برای این ماده مهم ٬ کیفیت و ویژگیهایی بوجود می آورد وتا اندازه ای وجه مشخصه مرغوبیت آن است وهمین خصوصیت است که آنرا مناسب بکارگیری در ساخت نمد و بافت فرش می سازد . بهترین پشم در کار نمد مالی ٬ پشم گوسفند و از نژاد مرغوب آن است.

مراحل آماده سازی پشم جهت بکارگیری در ساخت نمد پس از اینکه پشم روی بدن گوسفند به حد کافی و مناسب بلند شد ٬ پشم چینی آغاز می شود و بعد از چیدن پشم نوبت به تمیز کردن می رسد. به این طریق که ابتدا خارو خاشاک لای پشم ها را که در اثر موارد مختلف با گوسفند همراه شده ٬ جدا می کنند وپس از آن جهت گرفتن خاک وچربی اضافه وزائد از پشم ٬ آن را با آّب ولرم می شویند . بعد از شستشو وخشک نمودن آن به وسیله کمان ویا در صورت امکان با دستگاه حلاجی پشم را اصطلاحا می زنند که به آن پشم محلوج

می گویند . علت اینکه این عمل انجام می شود این است که

۱٫الیاف از هم جدا شود و خاصیت نفوذ پذیری جهت مواد لازم و جدید را پیدا کند.

۲٫هر لیف خاصیت ارتجاعی خود را باز یابد .

۳٫مواد خارجی و نا خالصی باقی مانده در پشم ٬از آن جدا شود.بعد از حلاجّی پشم آماده رنگرزی می شود که در جای خود توضیحات لازم داده خواهد شد.

صابون:

صابون یکی از تمیز کننده ها ی مواد فرش و نمد است .صابون ها از ترکیب روغن جامد و یا مایع یا سود در اثر حرارت فراهم می گردد .این تمیز کننده دارای انواع مختلفی است و اختلاف عمده این گونه ها به جهت نوع چربی و قلیایی ومواد اضافی مصرف شده درآنها می باشد

صابون ها از لحاظ سختی به ۴ گروه تقسیم می شود:

الف :صابون های سخت یا صابون سدیم که در خانه ها بکار شستن دست و لباس می رسد

ب: صابون نرم یا صابون پتاسیم که براثر مشکلات حمل ونقل وبرخی خدمات قیمت آن بالاتر است

پ : صابون های طبی ٬ مانند صابونهای میکرب کش اسید فنیک ٬ قطران سوبلیمه و غیره

ت : صابون های کاغذی که ازطریق تزریق موادلازم به کاغذ فراهم شده وخشک می گردد . برای تهیه صابون های لباسشویی مقدارسود بیشتری مصرف می گردد تاصابون بدست آمده چربی

لباس را بهتر پاک کند . صابون به دلیل داشتن خاصیت قلیایی چربی هارابه صورت ذرات بسیارریز درمی آورد بدینگونه برطرف سازی آن راتسهیل می نماید . برای تهیه انواع

صابون  چربی هاراباسود سوزآور (سود کاستیک )می پزند وسپس نمک به آن می افزایند. صابون چون درآب نمک حل نمی گردد و روی آب می استد ٬ آن راجداکرده کاملا می شویند ومجددا حرارت داده وبه صورت قالب یاسایر انواع درمی آورند .درنمدمالی ازنوع الف آن استفاده می کنند که درقسمت مراحل تولید شرح داده خواهد شد.

آب مایعی است بی رنگ و بی بو و اندکی قابل تراکم مرکب از اکسیژن و هیدروژن که در طبیعت به وفور موجود است.

رنگرزی مواد اولیه پشم )جهت ایجاد نقش در نمد) :

رنگ با چشم دیده می شود و با احساس درک می گردد و عقل آن احساس را در یافت داشته ٬ مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد رنگها در زندگی معنوی و عاطفی انسانها نیز تاثیرات

غیر قابل انکار دارند و چه بسا منظره ای با رنگ های متفاوت تاثیرات مختلف بر بیننده می گذارد به طور مثال هوای آفتابی با اشعه طلایین خورشید انسان را شاد می کند و

بلعکس هوای بارانی و هوای مرطوب و تاریک باهمان منظره غم فزا است .رنگ از جهات گوناگون دارای انواع است :

الف:ازلحاظ شیمیایی بردو گونه است :۱٫ رنگ های معدنی ۲٫رنگ های آلی

ب : از لحاظ سر منشاء بر دونوع است : ۱٫ رنگ های طبیعی ۲٫رنگ های شیمیایی (مصنوعی)

پ:از جهت اصلی و ترکیبی به گونه های متعدد است از جمله است :

  1. رنگ های اصلی : (آبی ٬ زرد٬ قرمز)
  2. رنگ های ثانویه: ( سبز ٬نارنجی و بنفش)
  3. رنگ های درجه سوم: (زرد و نارنجی ٬نارنجی و قرمز ٬قرمز بنفش ٬بنفش آبی ٬آبی سبز)٬ سبز زرد

اما رنگ های مورد مصرف نمد ها ٬ معمولا همان رنگ های اصلی یعنی زرد و آبی و قرمز است . و در کنار آن از رنگ های طبیعی خود پشم نیز بهره کافی گرفته می شود مانند رنگ سفید و سیاه و قهوه ای که اصطلاحا پشم خود رنگ گفته می شود.رنگرزی بین نمد مالان بسیار ساده انجام می گیرد ابتدا آب را گرم می کند و سپس مقداری رنگ شیمیایی (رنگ های اسیدی)که امروزه در بازار به وفور پیدا می شود را در مقدار کمی آب حل می کند و به آب داغ روی اجاق اضافه می کند و پس از هم زدن اضافه نمودن مقدار زاج سفید پشم را به محلول آب و رنگ فرو می برند هر از گاهی محتویات پاتیل را هم می زنند تا رنگ به همه پشم نفوذ کند و بعد از ساعتی پشم را بیرون آورده و شستشو می دهند و خشک می کنند .

ابزار و مشخصات دستگاه های تولیدی در نمد مالی :

  1. کمان ۲٫ مشته ۳٫ پنجه ۴٫ لوخ یاقالب ۵٫ ماشین حلاجی ۶٫ ماشین مشت ومال

در شغل نمد مالی در گذشته ها غیر از وسیله ای به نام کمان حلاجی و مشته آن ٬ابزار دیگری به کار برده نمی شد اما امروزه باآمدن ماشین حلاجی دیگر از کمان استفاده نمی شود چرا که ماشین کار حلاجی را آسان نموده است ٬ زحمت کار گر نمد مالی را نیز کم کرده است ٬ هم چنانکه سرعت کار را نیز بالا برده است . به هر حال ابزار ودستگا های مورد استفاده در نمد مالی به قرار زیر است :

کمان دستی ساده حلاجی :

کمان حلاجی ٬ کمان مخصوصی است که بدان وسیله حلاجان پنبه و پشم را به منظور جداسازی الیاف آن از یکدیگر می زنند ٬ کمان حلاجی از سه قسمت تشکیل می گردد.

۱٫چوبی به نام ‹‹ چوب کبود ›› از بید یا چنار که استخوان بندی آن است .

۲٫بادزن انتهایی که از چوب گردو می سازند و دستگیره ای بدان وسل می شود که نقش لنگر کمان را بازی میکند .‹‹ دف ›› نیز نامیده می شود.

  1. زه کمان که در باختران ‹‹ ژی ›› می گویند و آن را از رود ه گوسفند می سازند. حلاج یا ‹‹ مشته یا مضراب ›› که گوشت کوب مانند است به زه کمان ضربه میزند و آن را

به ارتعاش در می آورد ٬ این ار تعاشات بوسیله زه به الیاف برخورد کرده آن را از یکدیگر جدا می کند.کمان حلاجی بر دو گونه است :

  1. کمان دستی (که شرح آن در بالا آمد(
  2. کمان چند زهی که برای زدن الیاف به مقدار زیاد به کار میرود و در عمل به سقف وسیله طنابی آویخته می گردد و الیاف در زیر آن ریخته شده زده می شد.

۳٫پنجه یا شانه =چوب پنجه

چوب پنچه وسیله ای است برای پهن کردن پشمهایی که برای پوشاندن نقشه روی نقوش می ریزند به اصطلاع زمینه و تنه اصلی نمد را می سازند.

ماشین حلاجی:

این ماشین ٬ وسیله است که از یک واحد ورودی و یک واحد خروجی تشکیل یا فته و در داخل آن قطعاتی بکار گرفته شده تا مانند ار تعاشات کمان عمل کند والیاف و پشم را از هم

جدا سازد و خار وخاشاک و نا خالصی پشم را از آن جدا نماید . همچنانکه گفته شد هر واحد نمد مالی یک دستگاه ماشین حلاجی در کار گاه خود دارد.

۱٫حصیر = بوریا : در منطقه ٬ لخ یا لوخ که در اصطلاح ‹‹ قالب›› نام دارد.معمولا این نوع حصیر که به عنوان قالب برای نمد مال به حساب می آید از نوعی الیاف نباتی تهیه می شود که خودنمد مال آنرا می بافد. چرا که حصیر بافی خود یکی از صنایع دستی است . حصیر را یا از برگ درخت خرما ویا از ترکه (شاخه نرم درختان ویا نوعی الیاف نباتی بنام لیق و یا از نی مثل: نی باتلاقی و یا نی باغی وهمچنین نی خیزران یا با مبو معروف به هندی تهیه می کنند .

مراحل تولید نمد:

  1. ابتدا قالب نمد را در کف کارگاه پهن کرده و نمدمال آماده نقش پردازی می گردند .استاد کار نمد مال مانند یک نقاش که از ذهن خود کمک می گیرد ٬ وکار را با رنگهای روی نمد (که قبلا به شکل فیتیله یا به پود ضخیم در فرش البته بدون قاب آماده شده ) آغاز می کند . نقشها همچنان بطور ذهنی از گنجینه نقوش سنتی که به یاد سپرده است تهیه می شود . و هر محلی به ویژگیهای نقوش خود ممتاز است . نه به الگوگی مراجعه می شود و نه وسیله ای برای اندازگیری بکار می رود . فیتیله پشمی رنگی مورد نظررا (که قبلا روی ران بادستها به صورت فیتیله یا ریسمان درآورده اند ) در حاشیه نقش بکار می گیرد و معمولا در یک مستطیل دراز با آن طراحی می کنند . این طرح را ممکن است با ۲یا ۳ رنگ انجام دهند . آنگاه نقش از حاشیه به سوی متن پیش می رود . نقش ممکن مرکب از رشته حرف Sبه شکل زنجیر باشد که گلهای مدور بر گرد آنها تشکیل می دهد بدینسان که با گرداندن پشم بدور شست پدید می آورند. حاشیه ها ممکن است به صورت ٬ مارپیچ ٬ لوزی ٬ ویا هفت و هشت باشدو یا حتی مثلث باشد.بعد از انکه طرح نقوش کامل شد ٬ نوبت به کار ترسیم وجزئییات وپر کردن نقش آغاز می شود . هنگامی که نقش بندی پایان می گیرد ٬ پشم حلاجی شده را به قطر سه سانتی متر نسبتا متراکم روی طرح انبوه می کنند . آنگاه پشم حلاجی شده زمینه را شانه می کنند٬ زیرا اکنون تهیه نقش ٬ یا نقش چیدن به پایان رسیده و مرحله ریختن پشم آغاز شده است . پشمی که اینک بکار می رود از بهترین نوع است زیرا هم بیشتر فرسودگی نمد را باید تحمل کند و هم بیشتر به چشم می خورد . عمل شانه کردن با وسیله ای به نام چوب پنجه ٬ پشم را هموار می کند . ضخامت پشم اینک تا زانو می رسد . بعد از این مرحله نوبت به پاشیدن آب و خیساندن پشم می رسد. سراسر طول و عرض پشم را آب می پاشند و بعد از آن قالب را که پشمها و نقشها روی آن گسترده شده است در کرباس می پیچند وطنابی به دور آن می بندند . اینک کار استاد کار نمد مال آغاز می شود. بدین معنی که روی نمد می ایستند و بیش از یک ساعت آن را با پا از یک دیوار به دیوار دیگر می مالند. البته امروزه این کار را ماشین برقی نمد مالی انجام می دهد.

اینک مرحله اول نمد آماده است . حال دیگر به راحتی می توانند نمد را از قالب جدا کرد و استاد کاران  دیگر بار با دستهای خستگی ناپذیر خود آن را مالش می دهند و قناصی های آنرا بر طرف کرده و در آخرین مرحله لبه های آن را بر گردانده و اصطلاحا لب گیری کنند و نحوه عمل آن بدین صورت است که ابتدا لبه های آن را با مقداری صابون محلول در آب خیسانده و لبه ناقص نمد را که تا یکنواخت نیز می باشند با مقداری پشم که لای لبه های بر گشته قرار می دهند آن را یکنواخت ساخته و دوباره نمد را لول کرده وآماده برای مالش مجدد توسط نمد مالان است . نمد مالان در حالی که پا ها یشان را روی لوله نمد و دستها را روی زانوان گذارده اند نمد را با نشان دادن روی پاشنه هایشان جلو می رانند ٬ سپس پا ها یشان را بلند می کنند ومحکم به روی آن می کو بند آنگاه نفس زنان ٬ نمد را با انگشتان پا به عقب می چر خانند و سرانجام دوباره با پاشنه آن را به جلو میرانند . ضرب این حرکات ٬ساده و به صورت یک – دو .سه . چهار به جلو ٬ و یک دو – سه . چهار به عقب است ٬ و تکیه بیشتر به روی ضرب چهارم است . پس از یک ساعت کار نمد باز می شود و در این حال نقش کاملادرجسم آن جای گرفته است که شبیه به فرش دستبافی به نظر می آید.

استاد کاران دو سوی نمد را گرفته و میکشند که هیچ گونه ناراستی در شکل آ ن نماند که این عمل را ‹‹کش دادن ›› میگویند . سپس همچنان که گفته شد مخلوط صابون و آب و یا آب خالص راروی تمامی سطح نمد می پاشند ونمد را میپچند و این بار به مالش آن با دست می پردازند و پس از آن  دشوار تر از همه مر حله آخر است که دو نفر درحالی که دستهایشان  رابه شکل ضربدرنگاه داشته اند همزمان وهماهنگ بایکدیگرنمد رابلند میکنندوبرمی گردانند٬ بعد خم شده بادستهایشان آن را به زمین می کوبند وشپش درحالی که روی انگشتان پایشان بلند می شوند باتمام قوت به آن فشار می آورند این را ‹‹ به کوب ›› یا چکمال – زانویی می گویند.و هنگامی که نمد به شکل نهایی آماده شد آن را مدت ۳ تا ۴ روز، بر حسب موقع سال٬ بیرون می گذارند تا خشک شود و پس از آن نمد را میشویند دوباره خشک میکنند . البته امروزه این مرحله کار را که بسیار دشوار و زحمت بسیاری می طلبد دستگاه نمد مالی انجام می دهد که عمل دستگاه نیز همان ضربه هایی است که به دست استاد کار نمد مال انجام می شد.

نوع تولیدات :

نوع تولیدات این صنعت یا به عبارتی هنر صنعتی انواعی از نمد است که با ابعاد گوناگون تولید میشود . بیشتر تولیدات از نوع فرش انداز میباشد که به ابعاد ۳ ٭ ۵/۱

ویا بیشتر یا کمتر و همچنین به صورت گرد و پادری تهیه میشود .

نوع دیگر تولید ات نمد لباسی(شولا) است برای چو بانان که در این منطقه به آن خلیک یا خلک می گویند و نوع دیگر از تولیدات نمد سرکش اسب می باشد که شکل خاصی دارد و همچنین عرق گیر اسب محسوب می شود و نیز نوع دیگری از آن که کوچکتر از سرکش اسب می باشد به نام زیر زینی اسب تولید می شود که زیر زین اسب قرار میگیرد برای آن که زین از جنس سخت میباشد و احتمال صدمه دیدن بدن اسب می رود که این نمد در واقع اسب را مصون می دارد . نوع دیگر تولیدات آن کلاه نمدی است . که امروزه در این منطقه دیگر خریداری ندارد و تولید نمی شود مگر از روی تفنن و سر گرمی کسی دست به تولید آن بزند .

 معنای چند اصطلاح در نمد مالی

او «ave » و اوکشی« ave keshi»: پشمی است که بعد از حلاجی ٬ رنگ شده و بر روی ران نمد مال و بالای زانو با مقداری کشش به شکل ریسمانی در می آورند که در موقع چیدن طرح و نقش نمد بکار می رود.

بکش بپیچ: کشیدن نمد به طرف خود و لوله کردن نمد پرونده کردن: بعد از این که نقش کاملا در جسم و جان نمد جای گرفت ٬ دو باره اطراف نمد را با آب آمیخته به صابون آغشته می کنند تا حاشیه ها راست در آید و ضخامت آن ها با ضخامت بقیه نمد یکسان شود . حاشیه ها را محکم می مالند تا خودشان را بگیرند . ‹‹ به این عمل پروندParvand) ) کردن می گو یند .»

چوب پنجه: وسیله ای که با آن عمل شانه کردن انجام میگیرد.

شمال بدی ( shomal bedi): لول نمد را علاوه بر راندن به جلو پر تاب می کنند . باز کردن لول نمد و کم کردن لول نمد . شی بدی (shi bedi): لول نمد را به جلو راندن . لول نمد را به جلوپیچاندن

کش دادن ( kesh dadan): استادکاران دو سوی نمد را گرفته و می کشندتا هیچ گونه ناراستی درشکل آن نماند که به این عمل کش دادن می گویند.

کوچمه: نوعی نمد ترکمنی به رنگ خاکستری و سفید به عنوان پوشش اسب و عرق گیر در زیر زین اسب استفاده می شود.

لوخ یا « لخ »(قالب) : یک تخته حصیر که از پوسته حصیر که لیف مانند است و حالت انعطاف پذیر دارد ٬ تهیه شده و با نخ های پنبه ای تقریبا ضخیم توسط خود نمد مال بافته می شود و به عنوان قالب جهت چیدن نقوش نمد (نوار چینی) روی زمین پهن می کنند و نمد را قالب گیری می کنند . در بعضی مناطق به جای حصیر از پارچه ضخیم استفاده می شود (به آن ماده هم می گویند.)

نقش بندی: چیدن نوار های رنگی پشم وایجاد طرح برای نمد یا (اوکشی)

پاکار(باغبان)

یکی دیگر از شغل هایی که در خرمکوه وجود داشته ((پاکار))بوده، این کار بر عهده یک یا دو نفر بوده و این افراد مسئولیت نگهبانی از باغ ها،مزارع و محصولات کشاورزی(میوه و …) را بر عهده داشتند.تا قبل از رسیدن میوه ها کسی بدون اجازه ی پاکار حق ورود به باغ را نداشت و اگر در باغی میوه ای برداشت شده و مزرعه ای خراب شده یا علفزاری که شخصی بوده و آسیب دیده بود ، پاکار باید فرد خاطی را پیدا می کرد و معمولا جریمه ای هم برای فرد خاطی در نظر گرفته می شد.اگر صاحب باغ محصولش را برداشت می کرد،پاکار در جریان قرار می گرفت.معمولا حق الزحمه پاکار هم سالانه و کالا بوده و بعدا نقدی شد

سلمانی، پیشکار

یکی از مواردی که در روستای خرمکوه بوده و هنوز هم هست وجود فردی است به نام پیشکار که البته این آقای پیشکار علاوه بر این مسئولیت ،شغل آرایشگری(سلمانی)،ختنه کنی و دندان کشی را هم داشته است. در روستای خرمکوه پیشکار و سلمانی و … سال ها فردی بوده که به مردم محل خدمت کرده ، اکنون به رحمت خدا رفته  و پسرشان کار پدر را ادامه می دهد. پیشکار محل کار اداره مراسم عروسی و عزا را در محل بر عهده دارد. در مراسم عروسی خبر کردن مدعوین محلی بر عهده خانم و آقای پیشکار می باشد. در حنابندان گرداننده مراسم و خواندن شعر حنابندان بر عهده پیشکار می باشد و خانم پیشکار آینه را در جلوی عروس حرکت می دهد . در ناهار دهی عروسی ، کار سفره انداختن و پخش غذا به کمک جوانان وجالبتر از همه اجازه خوردن غذا با پیشکار محل می باشد.

سال های دورتر سلمانی کار اصلا آرایشگری  مردم محل را انجام می داد و هر چند نفر و به هر تعداد که اصلاح انجام می دادند در پایان سال به سلمانی گندم پرداخت می کردند  و سلمانی خانه به خانه گندم را تحویل می گرفت . همچنین سلمانی کار  یک دندان کن تجربی را با آمپول بیحسی ، داروی و انبر انجام می داد. نکته دیگر این که تقریبا تمامی آقایانی که هم اکنون بالای ۲۵ تا ۳۰ سال هستند در زادگاه خود ،خرمکوه توسط سلمانی محل ختنه شده اند.

 قومیت ها و طوایف موجود در روستا

در روستای خرمکوه ۱۰ طایفه وجود دارد که به آن بٌنه گاه گفته می شود ، یکی از ملاک های  این تقسیم بندی اشتراک اجدادی می باشد و بر اساس این تقسیم بندی به ترتیب ،نوبتی و طبق زمان بندی مشخص روزانه ، هر روز یک   بٌنه گاه از آب کشاورزی استفاده می نمایند. در فصل بهار ،در اولین روز استفاده از آب کشاورزی طبق عادت سالیان دور اولین طایفه(بٌنه گاه)که از آب استفاده می نمایند طایفه ی نظری می باشد.بر همین اساس ،اسامی طایفه را در زیر آورده ایم:

۱- نظری ۲- کبلعلی(کربلایی علی)۳-آقا حسین۴-کویمس۵-عسگر۶-زینل۷-آقا علی ۸-مشهدی مراد۹-کبل سلطان۱۰-نیم  بن

نام های خانوادگی در روستای خرمکوه :

۱-آبیار ۲-آقایی  ۳-ابراهیمی ۴-احمدپور  ۵-اسماعیلی  ۶-اکبری  ۷-اکبرزاده  ۸-باقری

۹-پاکیزه ۱۰-پورسید  ۱۱-حبیبی  ۱۲-حسن پور    ۱۳-حسن نژاد    ۱۴-حقگو

۱۵-حسینی    ۱۶-روستا  ۱۷-زمانی  ۱۸-زمانزاده    ۱۹-زاهدی   ۲۰-زارع

۲۱-دهقان   ۲۲-ستوده   ۲۳-سبزه  ۲۴-شعبانی ۲۵-ضمیری ۲۶-طاعتی  ۲۷-طاهری

۲۸-طالش  ۲۹-عابد   ۳۰-علی پور ۳۱-عزتی  ۳۲-غلامی ۳۳-فاخری ۳۳-فیروزی

۳۴-فلاح  ۳۵-قاسمی ۳۶ قربانی  ۳۷-محمود زاده ۳۷-مهدوی   ۳۸محمدی پور ۳۹-مومنی

۴۰-مهرورز  ۴۱-مهری  ۴۳-نظری ۴۴-نوری ۴۵نویدی  ۴۶-نیکجو ۴۷-نصیری۴۸-یوسفی

۴۹-یوسفی تبار ۵۰-همتی

اهمیت قومیت ها و طوایف

جمعیت طوایف در گذشته  به دلیل کار کشاورزی و علاقه های قومی و قبیله ای …تاثیر زیادی داشته اما امروزه  جمعیت  به دلیل پراکندگی اهالی در نقاط مختلف کشور تاثیر خود را از دست داده است. از گذشته بیشترین جمعیت مربوط به دو طایفه کبلعلی و آقا علی بوده است.

تاثیر طوایف بر مناقشات و همبستگی

از گذشته هر طایفه نسبت  به اقوام خود همبستگی بیشتری داشته و در مر اسم، خوشی ها و مشکلات هم یاور هم بوده اند.

چالش های عمده و مهم قومیت ها و طوایف

پیوند خویشاوندی متقابل  طوایف مختلف با هم باعث همبستگی اهالی شده و امروزه مشکلی در میان طوایف وجود ندارد ،هر چند  ممکن است در گذشته در این زمینه مسایلی وجود داشته است ولی امروز بیشتر این مسایل به طنز و شوخی گرفته می شود.

مزایا و معایب قومیت ها و طوایف

با توجه به آیه ۱۳ سوره الحجرات در قرآن کریم:حکمت آفرینش شعبه ها و فرق مختلف انسانی شناخت انسان ها هستن تا بدین وسیله از هم بازشناسی  شوند.بنابر این طوایف مختلف مزایایی دارند و این طایفه گرایی که دارای معایبی می باشد.در گذشته اگر کسی به یکی از بزرگان طوایف اهانتی  می کرد،تمام طایفه بر علیه آن فرد بسیج شده و مشکلاتی بروز می نمود.از مزایای این طوایف هم این بود که حرف بزرگ طایفه را همه افراد آن طایفه می پذیرفتند.

فصل سوم :مهاجرت میزان روند و عوامل مهاجرت

از سال های گذشته،مخصوصاً بعد از وقوع زلزله سال ۱۳۶۹ هجری شمسی میزان مهاجرت رو به افزایش بوده است. بیکاری،کاهش دامداری و کشاورزی ،کمبود آب،به دست آوردن رفاه و امکانات شهری از عوامل اصلی مهاجرت بوده است.

مهاجرت فصلی

حدود بیست در صد از روستاییان برای کار فصلی به خارج از روستا مهاجرت می نمایند.کارهایی نظیر فروش داس،لحاف دوزی،کارگری و ….

انواع مهاجرت

بیشتر مهاجرت به شهرها و به دست آوردن کار و درآمد بوده است،معمولا این مهاجرت بدون بازگشت بوده است.بیشتر دانش آموزان برای تحصیل مقطع دبیرستان به شهر رفته پس از اخذ دیپلم یا تحصیلات دانشگاهی دیگر به روستا بر نمی گردند.از روستاهای دیگر هم به صورت محدود به روستای خرمکوه مهاجرت نموده و در آن جا مانده اند،هم چنین از روستای خرمکوه به دیگر روستاها افرادی مهاجرت کرده و پس از ازدواج در آن جا مانده اند.البته پیوندهای خویشاوندی همه ی مهاجرت ها و ارتباط ط آن ها با روستا حفظ شده است.

تاثیر مهاجرت ها بر ساختار روستا

در سالیان اخیر، به دنبال بروز مشکلات و مسایل اساسی در کشاورزی و مشاغل روستا مهاجرت اجباری یکی از انواع مهاجرت ها بوده است و بیم آن می رود که روستا از سکنه فعال خالی شود. تاثیر این مهاجرت بر جمعیت روستا نامطلوب بوده، بنابر این نوع نگاه مسئولین بر این نوع روستاها تغییر می نماید و امکانات، بودجه های عمرانی  کم تری به این روستا اختصاص می دهند. از طرف دیگر اشتیاق به  مهاجرت از روستا به شهر بیشتر می شود. بسته شدن مدارس باعث مهاجرت کسانی می شود که دارای دانش آموز هستند.

راه های کنترل مهاجرت

افراد زیادی تمایل دارند که در روستا دارای مسکنی باشند و در تعطیلات ،بازنشستگی و اوقات فراغت به روستا بیایند.اما وجود مشکلاتی مانند کم آبی و اجرا نشدن طرح هادی  و رها شدن روستا به حال خود این اشتیاق را در افراد از بین می برد.بنابر این یک راه مهاجرت معکوس افزایش امکانات روستا می باشد.

بیکاری از اساسی ترین علل مهاجرت می باشد.حل مسایل اصلی روستا،نظیر کم آبی و ایجاد کارگاه ها و کارخانه در منطقه عمارلو می تواند مانع مهاجرت یا حتی باعث مهاجرت معکوس شود.

فصل چهارم:اشتغال

سطح اشتغال

بیشتر اهالی فعال روستا در زمینه های کشاورزی ،دامداری و صنایع روستایی مشغول به کار می باشند.

عوامل و زمینه های اشتغال

وجود زمین های کشاورزی و مراتع ییلاقی و عدم وجود صنایع و کارخانجات در منطقه باعث اشتغال افراد به کار کشاورزی و …. شده است.

اشتغال فصلی، دایمی

بیشتر مشاغل روستا فصلی می باشد.

فصل ششم: خانواده ها

 در گذشته بیشتر افراد در روستا پس از ازدواج در کنار پدر و مادر پسر می ماندند ولی امروزه برخی از خانواده ها پس از ازدواج فرزند برایشان مسکن جداگانه ای تهیه می نمایند.هر چند امروزه اکثرا پس از ازدواج از روستا خارج می شوند.

فصل هفتم:اعتیاد

در سالیان اخیر با توجه به سرمایه گذاری دشمنان خارجی هجوم مواد مخدر به کشور ،روستاها هم از این هجوم در امان نبوده اند.روستای خرمکوه در این زمینه از سالم ترین روستاها بوده اما متاسفانه جوانانی از این روستا در دام اعتیاد افتاده اند و مشکلاتی برای خود و خانواده های شان به وجود آورده اند.متوسط سنی این افراد ۲۰ تا ۳۵ سال  و درصد آن به میزان ۳تا ۴ در صد می باشد.

فصل هشتم:بهداشت

وضعیت بهداشت

محیط روستا با توجه به داشتن کوچه تنگ،جدول بندی نشدن،وجود اسطبل های دامداری و رها شدن فاضلاب وضعیت مطلوبی ندارد.با اجرایی شدن طرح هادی این مشکل برطرف خواهد شد.حمام عمومی روستا بعد از زلزله باز سازی نشده و مردم حمام های کوچکی  ساخته که از نظر بهداشتی مناسب نبوده و می تواند باعث ایجاد مشکلاتی گردد. زباله در روستا محل جمع آوری خاصی نداشته و این امر مستلزم اختصاص بودجه خاص به دهیاری روستا در طول سال می باشد.

خانه بهداشت و کمیت خدمات بهداشتی

وجود یک بهورز زن و یک بهورز مرد و هفته ای یک بار پزشک در رسیدگی به بیماران کمک شایانی می نماید.

فصل نهم:طلاق – میزان طلاق در روستا بسیار پایین بوده و به ندرت کسی اقدام به این امر می نماید

فصل دهم:همبستگی

دین و آیین های دینی یکی از عوامل جمع شدن اهالی دور هم می باشد.آیین عزاداری محرم مخصوصا ایام تاسوعا،عاشورا ،مراسم ترحیم درگذشتگان از روستا،عروسی ها معمولا باعث تقویت همبستگی می شود.

فصل یازدهم:آسیب ها و تهدیدات اجتماعی

از عوامل اصلی تهدید اجتماعی عدم شناخت افراد آن جامعه به آداب و رسوم خود می باشد.با توجه به مهاجرت  افراد از روستا،نسل جدید شناخت کافی از گذشته روستا نداشته ،حتی به نوعی زبان و گویش محلی را فراموش نموده اند.

بخش پنجم :جغرافیای روستا

فصل اول:موقعیت جغرافیایی روستا 

روستای خرمکوه از توابع دهستان کلیشم در نیمه شرقی شهرستان رودبار در بخش عمارلو، ۲۰ کیلومتری جهت شمال شرقی جیرنده (مرکز بخش)، در طول جغرافیایی ۳۶درجه ،۴۳ دقیقه،و ۵۱٫۵۷ثانیه شمالی وعرض جغرافیایی ۴۹درجه،۵۴ دقیقه،۰۸٫۸۵ثانیه شرقی در ارتفاع ۱۶۰۱ متری از سطح دریای آزاد در جنوب استان گیلان ،قسمت البرز غربی واقع شده‌است.این روستا از شمال شرق به روستای کلیشم،از شرق به روستاهای ویه و ناوه ،از جنوب به روستای یکنم و از غرب و شمال غربی به کوه های هزار خال و میل سنگ از رشته کو ه های البرز محدود می شود.

 فصل دوم :عناصر جغرافیایی روستا

آب و هوای روستای خرمکوه

خُرّمکوه روستایی است کوهستانی ، هوای آن سرد و کوهستانی، با بارش برف وباران که بیشتر ماههای بارش باران سال فروردین و اردیبهشت می باشد . بارش برف از اوایل آذرماه شروع و تا اوایل فروردین ادامه دارد. آب وهوای معتدل کوهستانی بر این روستا حکم فرماست . در زمستانها آب و هوای سرد (با مه باد) از شمال غربی نفوذ می کند این منطقه را هم بی نصیب نمی کند و در تابستان هوای گرم(بعضی روزها با گرمش،باد گرم) در داخل روستا دمای هوا به بالای ۳۵  درجه میرسد.

رودخانه های معروف:شامل تویلا رود،شمشارود در غرب روستا می باشد.چشمه های آن قُل قُل در منطقه خولشکوه و سِلال در منطقه ییلاقی بیلیش می باشد.

کوه های لابلا در شمال روستا،هزارخال در غرب روستا می باشد.مناطق ییلاقی آن از گذشته پوسرا،خولشکوه ،بیلیش و حیدر چاکان می باشد.

مه باد:بادی است که از شمال به جنوب می وزد و گرم باد: از جنوب به شمال می وزد .اولی پیام آور سرما و بارندگی ،دومی پیام آور خشکی و گرما و اثر ناخوشایند آن بر کشاورزی می باشد.نشانه مه باد مه ای است که در نوک کوه میل سنگ ظاهر می شود.

بوته های کاج وسرو که به علت سرما در ارتفاعات دارای قد کوتاهی می باشند در ارتفاعات روستا می رویند،بوته های تیغ دار(تنگس)،گون و زرشک زالزالک وحشی در منطقه روییده می شود.بعضی از گیاهان که در زمینه و ارتفاعات روستای خُرّمکوه می رویند.

 نام زمین ها و مکان های روستای خرمکوه

کِرِنِه- بَرَه سَر – جوشان – کاکول سر – نَویج دره – جاوار – تویرانی- سنگسه – پوسرا – بیلیش – خولشکوه – حیدر چاکان- میروی- للجستان-ولالدشت – کیکیری بُن-من دشتان-چوری سر-دم زمین-سینجه وین-

 خلشکوه: خلشکوه Khalash Kuh: طول جغرافیایی۳۶٫۷۵۰عرض جغرافیایی۴۹٫۸۸۳ ارتفاع (از سطح دریا)۱۹۶۲متر. در قسمت شمالی روستاهای خرمکوه و کلیشم قرار دارد. زمین ها و علف زارهای این ناحیه از زمان های گذشته متعلق به اهالی روستای خرمکوه و کلیشم بوده است. در این ناحیه استخر(سَل) طبیعی و چشمه قل قل وجود دارد که از منابع خدادادی و شگفت آور می‌باشد. کسانی که بار اول به خلشکوه می‌آیند از وجود این استخر در این مکان مرتفع ابراز شگفتی می‌کنند. آب چشمه‌ها و رودها از این ناحیه به طرف خرمکوه سرازیر می‌شود. البته به دلایل خشکسالی، کم آبی و به دنبال آن بروز مشکلات برای روستاهای کلیشم و خرمکوه، اختلافاتی بر سر آب در این ناحیه پیدا شد که بر اثر گذشت زمان این اختلافات کم رنگ شده و منتظر روزی هستیم که تمامی مشکلات منطقه عمارلو و روستاهای دهستان کلیشم مخصوصاً مسئله کم آبی به دست مسئولان شهرستان رودبار و مردم با کفایت این روستاها حل شود.

 منطقه ییلاقی پوسرا: در قسمت شمالی روستای خرمکوه واقع شده و با چراکوه، بیلسک چاله(به معنی:محل زرشک) و بعضی محلات دیگر همسایه است. پوسرا با جاده به کلیشم و خلشکوه و بره سر متصل می‌شود.اهالی خرمکوه در اواخر بهار به پوسرا کوچ می‌کردند و اوایل پاییز به خرمکوه بر می گشتند.یعنی ییلاق ،قشلاق می‌کردند و تمام دام ها و اسباب اثاثیه مختصر زندگی را به ییلاق پوسرا می‌آوردند. در این محل هر خانواده برای خود خانه‌ای ییلاقی کولام و جایگاهی برای دام ها درست کرده بودند.چشمه‌ها ،رودهای کوچک وبزرگ،مراتع،علف زارهامحل مناسبی برای زندگی دام ها و دامپروری بود.بعد از زلزله سال خورشیدی ۱۳۶۹،همه چیز به یک باره دگرگون شد،خانه‌های ییلاقی تخریب شده و مهاجرت مردم به شهر باعث غفلت مردم از این منطقه ییلاقی شده است.

منطقه ییلاقی بیلیش: در قسمت شمالی روستای خرمکوه واقع شده و با خلشکوه وپوسرا همسایه است. بیلیش با جاده به کلیشم و خلشکوه و بره سر متصل می‌شود.برخی از اهالی خرمکوه در اواخر بهار به بیلیش کوچ می‌کردند و اوایل پاییز به خرمکوه بر می گشتند.یعنی ییلاق ،قشلاق می‌کردند و تمام دام ها و اسباب اثاثیه مختصر زندگی را به ییلاق بیلیش می‌آوردند. در این محل هر خانواده برای خود خانه‌ای ییلاقی کولام و جایگاهی برای دام ها درست کرده بودند.چشمه‌ها ،رودهای کوچک وبزرگ،مراتع،علف زارهامحل مناسبی برای زندگی دام ها و دامپروری بود.بعد از زلزله سال خورشیدی ۱۳۶۹،همه چیز به یک باره دگرگون شد،خانه‌های ییلاقی تخریب شده و مهاجرت مردم به شهر باعث غفلت مردم از این منطقه ییلاقی شده است.

 چشمه و منطقه دیدنی سرخرو – کوه هزارخال

در منطقه کوهستانی چیزی که زیاد به چشم می خورد کوه هست. مردم در منطقه کوهستانی ،طلوع آفتاب صبحگاهی  را با نگاه به کوه آغاز می کنند و روز را با نگاه به کوه به شب می رسانند وغروب طلایی  خورشید را در بالای کوه به نظاره می نشینند. اندام بلند،اراده های محکم و همت والای  خود را از کوه ها به ارث برده اند.یکی از کوه های بلند که در غرب روستای خرمکوه قرار دارد کوه هزارخال نام دارد. برای رسیدن به بالای کوه از رودخانه سرخرو که در لغت نامه دهخدا اسم این رودخانه ذکر شده باید رد شویم.

رودخانه سرخرو قبل از زلزله ۶۹ چشمه ای به همین نام داشته که  خشک شده است ولی در گذشته از جاهای مختلف  مردم به اینجا آمده ، واز آب این چشمه  به جهت وجود امامزاده ای در داخل کوه برای شفای بیماری استفاده می کردند.

برای رسیدن به قله ی کوه یک ساعت دیگرباید پیاده به سمت بالا رفت . وقتی به بالای کوی می رسی تمام  خرمکوه و روستاها ی دیگر در زیر کوه پیداست.  از این بالا همه چیز کوچک دیده می شود و عظمت خالق بزرگ، نمایان تر می شود. پشت قله داماش و ییلاق آیینه ده  قرار داردو کمی  بالاتر از هزار خال ییلاق یکنم. برای رسیدن به بالای قله کوه هزارخال  ازروستای خرمکوه  حدود سه  تا چهار ساعت پیاده روی لازم است.

 چند نمونه از گل ها و گیاهان دارویی

بابونه:بابونه گیاهی است دائمی و کوچک بارتفاع تقریبا ۳۰ سانتیمتر  دارای بوئی معطر که در چمنزارها و اراضی شنی می روید . ساقه آن برنگ سبز مایل به سفید ، برگهای آن کوچک متناوب و  دارای بریدگیهای باریک و نامنظم و پوشیده از کرک است . گلهای آن مجتمع در یک طبق که بطور منفرد در انتهای ساقه گل دهنده در تابستان ظاهر می شود . در هر طبق گلهای سفید در اطراف و گلهای زرد در قسمت وسط قرار دارند . خواص داروئی: بابونه از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است و از تقویت کننده های تلخ بحساب می آید . جالینوس حکیم آنرابرای درمان تب و لرزهای نوبه ای، ودرمان زخم و  ورم معده بکار می برد .

گَوَن: گوَن کَتیرا یا گون پنبه‌ای یا گون سفید (نام علمی: Astraglus gossypinus) یکی از گیاهان است.گیاهی است بوته‌ای، کوتاه و بالشتکی به ارتفاع ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر.گون کتیرا در ایران از جمله در بلندی‌های بالای ۲۵۰۰ متر در خرمکوه عمارلو می‌روید.تراوه‌های این گیاه کتیرا نام دارد.

گل ختمی: گل ختمی(althaea officinalis) گیاهی است از تیره پنیرک یکساله و خودرو، گل و میوه و ریشه آن مصرف دارویی دارد .خواص دارویی: طبیعت آن معتدل است، ملین و مسهل قوی، خلط آور، ضد سرفه ، پیچش شکم، قولنج و دانه این گیاه در درمان زخم‌ معده نیز سودمند است .گل ختمی از تیره پنیرک میباشد. به ارتفاع دو متر گل های صورتی، قرمز وسفید دارد که برای روکش داروها استفاده می‌شود. جنس بزرگی از گیاهان گلدار دارای ۲۰۰- ۲۲۰گونه از نهاندانگان می باشد. . گل ختمی در درمان امراض کبدی و جوش صورت اثر نافعی دارد.

گل گاو زبان: گل گاو زبان به عنوان یکی از غنی ترین منابع اسیدهای چرب اصلی بشمار می‌رود بطوریکه از آن به عنوان غنی ترین منبع شناخته شده برای (Gamma Linoenic Acid(GLA در نزد بشر معرفی شده‌است.گل گاوزبان یک گیاه علفی یک ساله‌است که از اردیبهشت تا شهریور گل می‌دهد

زرشک: درختچه ایست تیغدار به طول ۱ تا ۵ متر. چوب آن به رنگ قرمز، قهوه‌ای یا زرد است. برگهای آن بیضی شکل با دندانه‌های اره‌ای و میوه اش قرمز رنگ بیضوی شکل و ترش مزه‌است.انتهای بهار و ابتدای تابستان فصل شکوفه دادن بوته زرشک است،غنچه‌های زرد رنگ که در فصل پاییز رنگ قرمز گیلاسی به خود می‌گیرند.زرشک بومی مناطق معتدل و نیمه استوایی اروپا، آسیا، افریقا، آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی می‌باشند. کشور ایران بزرگترین تولیدکننده زرشک در دنیا می‌باشد.

محدوده ی روستای خرمکوه:

جیر کرنه-کرنه-زمین های کاکول پس،زمین های محدوده ی راه ویه-تتل-مندشتان

-الا وردیگار- مرز ویه کولامان–حیدر چاکان- خولشکوه خرمکوه هم مرز با خولشکوه کلیشم-

چراکوه-پوسرا-لابلا- اسمعیل بور روخونه-دودره-دره اوطرف-اسیو روخونه-زمین های کشاورزی ویه،ناوه وکلیشم در قسمت جنوب شرقی و شرق روستا

مسیرهای مسافرت به روستای خرمکوه

برای رسیدن به روستای خرمکوه یک مسیر اصلی و سه مسیر فرعی وجود دارد:

۱-مسیر اصلی، از مرکز استان به شهر لوشان (شهر آفتاب گیلان)-امامزاده حنفیه(ع)-معدن سنگرود-جیرنده -یکنم-خرمکوه

۲-همچنین از استان قزوین به لوشان و در ادامه به مقصد خرمکوه که همان مسیر بالاست.

۳-استان قزوین- دستجرد-انبوه-ویه ناوه-خرمکوه

۴- رشت -رستم آباد- بره سر-خرمکوه

۵-از سیاهکل- توتکی-لاروخانی-دیلمان-جلیسه-خرمکوه

۶-از شهرستان رودسر-رحیم آباد-ملکوت-سه راهی دیلمان-جلیسه خرمکوه

 دهم:آسیب های طبیعی در روستا

در سال ۱۳۶۹ خورشیدی همزمان با شهرستان رودبار این روستا هم دچار زلزله گردید،۱۰ نفر از اهالی فوت کرده و تعدای مجروح شدند. تمامی خانه های روستا و خانه های ییلاقی تخریب گردید.هنوز آثار و بقایای زلزله در روستا باقی است و مردم از اثرات رنج می برند. آثار تخریب منازل و خرابه های آن ،خشکیدن چشمه ها و معضلات دیگر باعث آغاز یک دوره جدید در زندگی روستاییان گردید.البته این دوره جدید خوشایند نبوده و سر آغاز مهاجرت روستاییان گردید.

خشکسالی بعد از زلزله ادامه داشته و سر ما زدگی هم در اکثر سال ها مخصوصا در سال ۸۸ کلیه محصولات ازجمله گردو از بین رفته است.در زمین های ییلاقی رانش زمین مشاهده می شود از جمله در زمین های لگ لگه کان و سورا دره در منطقه میرابی و خولشکوه .

 بخش ششم:شاخص های متفرقه:اجتماعی،فرهنگی و عمرانی

از گذشته ای دور وجود امامزاده طاهر(ع) در روستا محل مراجعه اهالی و زیارتگاه آنان بوده است.آستانه اشرفیه پیلا آستانه(آستانه ی بزرگ) و به امامزاده طاهر کوچک آستانه می گفته اند.بزرگ ترین قسم ان ها به مسجد ابوالفضل(ع) بوده ،این مسجد در گذشته گلی و کوچک و  بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با زیر بنای ۵۰۰ متر مربع توسط اهالی و کمک دولتی ساخته شده است. در ایام محرم و ماه مبارک رمضان روحانی توسط سازمان تبلیغات اسلامی شهرستان رودبار به محل فرستاده می شود {و حق الزحمه توسط اهالی پرداخت می شود.} این روستا ۴شهید به انقلاب اسلامی تقدیم کرده که مزار دو شهید در گورستان محل ،یک شهید در روستای ناوه ویک شهید در بهشت زهرای تهران مدفون شده است.

بیشتر جوانان در ایام جنگ تحمیلی و دفاع قدس به صورت داوطلبانه به جبهه های جنگ شتافته اند که نعدادی از آنها به درجه جانبازی نایل گردیده اند.

-وضعیت آب شرب و تامین آب

آب شرب روستا غیر بهداشتی و از لوله های قدیمی استفاده می شود،این روستا فاقد آب آشامیدنی سالم بوده و تا کنون با وجود درخواست و مکاتبات زیاد اقدامی از طرف مسئولین صورت نگرفته است.

مدارس موجود: اولین مدرسه در روستای خرمکوه در سال ۱۳۴۵ افتتاح گردیده،هم اکنون زمین آن مدرسه در روستا  وجود دارد.مدرسه ابتدایی که بعد از انقلاب در سال ۱۳۶۰ ساخته شده هم اکنون تعطیل و روبه خرابی نهاده است و مدرسه راهنمایی احداثی در سال ۱۳۷۰ هم اکنون برای ابتدایی با تعداد ۱۱ دانش آموز و یک معلم استفاده می گردد.

پایگاه بسیج روستای  خرمکوه به نام پایگاه شهدای خرمکوه پس از انقلاب در سال ۱۳۵۹تاسیس و هم اکنون نیز فعال می باشد.

فروشگاه تعاونی اقلام کوپنی در روستا،عرضه کننده اقلام به اهالی روستا می باشد.

تلفن همراه و خانگی در روستا وجود دارد و استفاده می گردد.منطقه عمارلو از وجود گاز بی بهره می باشد.

زمین ورزشی خاکی در روستا وجوداشته که جوانان از آن استفاده می کنند.

این روستا دارای شورای اسلامی و دهیاری می باشد.

نانوایی لواشی در روستا وجود دارد.این روستا فاقد کتابخانه و دارای راه ارتباطی آسفالته می باشد.یک پل در گوردره وجود دارد.خیابان های اصلی و فرعی در روستا به دلیل اجرایی نشدن طرح هادی در روستا وجود ندارد.

کلیه شبکه های صدا و سیما در روستا قابل دریافت می باشد.پروژه ای در دست اجرا وجود ندارد.

 بازی های محلی

بازی تمرین زندگی است،تمرین شکست برای پیروزی است.قوی کردن جسم به همراه پرورش اندیشه و روح .در هر جایی از دنیا بازی هایی وجود دارد که انسان ها در آنجا با آن ایام می گذرانند .در روستای خرمکوه از گذشته تا امروز بازی هایی وجود داشته که شاید بعضی از بازی ها،فقط مخصوص این محل نباشد و در جاهای دیگر هم انجام می شود.در زیر چند تا از این بازی ها  آمده است:

۱-  لپٌه بازی :این بازی چیزی شبیه به بیس بال می باشد .وسیله این بازی یک توپ از جنس کاموا یا نخ پشمی ،که با مهارت توسط خود بازیکنان به دور هم تنیده شده و به اندازه یک سیب متوسط می باشد .وسیله دوم بازی یک چوب تقریبا یک متری با قطر و ضخامت تقریبی ۵ سانتی متری.بازیکنان معمولا پسران ۱۴ تا بیست ساله.دوتیم ۵نفره که توپ را به هوا بلند کرده و با چوب ضربه وارد شده و تیم رقیب باید توپ را گرفته و به بازیکنان مقابل زده و بازیکنان مقابل باید در رفته و خود را از معرض توپ دور کنند، وبه سکو های مشخص شده برسانند.

۲-    قِیش بازی:وسیله این بازی قِیش یا کمربند  که بازیکنان آن را به همراه دارند.دو تیم ۶ یا ۷ نفره ،یک دایره بزرگ در زمین کشیده شده ،یک تیم در وسط و تیم دیگر دور دایره  قرار می گیرند.در حالی که کمربندها از مرکز دایره به طرف کمان دایره قرار دارد.تیمی که بیرون قرار دارد باید کمربندها برداشته و تیم درون دایره باید مانع برداشتن کمربندها شود.اگر کمربنده برداشته شود با آن ها به پاهای نفرات مقابل زده و آن ها باید با پا مانع شوند درصورتی که یکی از نفرات مقابل به درون کشیده شود آن یک نفر کم می شود و همین طور این بازی ادامه می یابد .

۳-      پابلوس چو:البته اگه درست نوشته باشم؟! وسایل این بازی دو پوب یکی کوچک به اندازه تقریبی ۲۰ سانتی متر که مثل قلم نی دوطرفش قلمه زده شده و یک چوب بلند به اندازه تقریبی ۶۰ سانتی متر. روش بازی به این صورت است که چوب کوچک به زمین انداخته شده و با چوب بزرگ به سر چوب کوچک زده می شود تا بالا بیاید و دوباره با چوب بزرگ به آن زده می شود تا به نقطه دورتری پرتاب شود .فاصله شروع تا نقطه فرود چوب کوچک شمارش شده و به این صورت دو به دو بازی ادامه می یابد ،هر کس در پایان شماره بیشتری به دست بیاورد برنده شده و چوب کوچک را به نقطه پرتاب کرده ،بازنده باید یک نفس دویده و صدای ((الُوووو دییلٌیهههه))را تکرا ر کند و اگر نفس کم بیاورد باید ادامه راه تا پایان برنده را کول کند.

۴-       وِروِره:وسایل این بازی یک چوب ضخیم تراشیده شده مخروطی شکل شبیه میوه کاج ویک چوب بلند که نوک آن با نخ پنبه ای یا جنس دیگر بسته شده است.چوب را در دست گرفته و نخ را دور وروره(مخروطی)تابیده و روی زمین کشیده و رها می شود .سپس با نخ به آن زده می شود تا پیچ بخورد و کسی که ماهر تر باشد زمان بیشتری می تواند وروره را بچرخاند

۵-      بازی های بالا بیشتر پسرانه می باشد ،اما بعضی از بازی ها مثل هر جا بلنده و هفت سنگ و پنشتیه(پنج سنگ) دخترانه هم می باشد.

 غذاهای محلی

چند غذای محلی که در خرمکوه استفاده می شود ، هر چند جزء غذاهای اصلی نیست و امروزه زیاد کاربرد ندارد:

۱-کَلَنِه: به نوعی ساندویچ محلی می باشد که محتوای آن سبزی های معطر ،پنیر محلی و کره و ادویه می باشد .این مخلوط را آماده کرده در خمیر گذاشته و خمیر پر شده و سر و ته بسته را بعد پختن نان در تنور محلی و سنتی ،به تنور چسبانده تا پخته شود سپس آماده خوردن می شود.این غذا به صورت گرم خوشمزه تر است.

۲-کَلدِنه آش: نوعی آش که مخلوطی از آرد،برنج ،نعناع،مرزه و ادویه می باشد. این مخلوط به همراه هم زدن پخته شده و معمولا عصرانه خورده می شود.

۳-قورت اُوه: دوغ،آب،پیاز سرخ کرده و روغن که پخته شده و مصرف می شود.

۴-تَربکونه:مخلوطی از پیاز سرخ کرده ،تخم مرغ ،ادویه و آب که پخته شده و نان درآن تیلیت شده و مصرف می شود.

۵- هلوی آبه:مخلوطی از آب ، آلوچه،گشنیز و سبزی معطر که چخته شده و با نان مصرف می شود.

۶-دوآش:مخلوطی از لوبیا،سیر،نعناع ،برنج و آب که پخته شده و مصرف می شود.

۷-آقوز قاتوق:که همان فسنجان می باشد وبا گردو مرغ و…درست می شود.

گویش محلی

مقایسه گویش مردمان روستای خرمکوه با روستاهای منطقه عمارلو و مناطق دیگر گیلان نشانگر این مطلب است که گویش محلی این روستا به گویش دیلمان یا روستا های املش نزدیک است. البته شکی نیست که همه لهجه ها یا گویش های محلی زیر مجموعه ی زبان یا گویش گیلکی هستند.

 چند نمونه از واژه ها و اصطلاحات محلی

 دئسن: قبلا                        بشه: برو                                 کلوبیج: ماهی تابه        گرزه: موش

  پیچاکوته: گربه                  وره: بره                                    کرک: مرغ

  تلا: خروس                       کوین سو کونه: کرم شب تاب       آغوز: گردو                قاتوق: خروش             واش: علف

گوله: کوزه          الَئَکَش: دست ها را هنگام خستگی از هم باز کردن 

ویری: پاشو      نفین: در قابلمه تیمچه:دیگ                                              کِلَشتن: خاریدن

افعال(مصدر)در گویش محلی خرمکوه

اومیَن:آمدن         اَردَن:آوردن *       کَتَن:افتادن*         بِبیشتَن:سرخ و برشته

اِیشتاوستن:شنیدن*    بیچَستَن:سردشدن*     اِیجَن:ریزکردن        ویگیتَن:برداشتن

گِیندَن:انداختن *     ‏ویگیتَن:برداشتن*     نَهَن:گذاشتن*          نَرِسِیَن:نرسیدن

فیویَن:ریختن*        چییَن:چیدن *        دوخاندَن:صدا زدن*    دِیگَندَن:آویختن

بییَن:بریدن*        دِوَستَن:بستن*         نَهن:گذاشتن*          خوتتَن:خوابیدن

وَزِیَن:پوشیدن        ویریشتَن:بلند شدن   دباختن:باختن          دِوَستن:بستن

فَویشتَن:بستن         دوخورُستَن:خراب شدن  وازگودن:پریدن       سووِستَن:ساییدن  کلِستن:ریختن          دوگودن:پوشیدن      رشتن:ریسیدن   دِنَن:داخل چیزی کردن  دوگودن:ریختن،درداخل چیزی               رَسین:رسیدن          ‏رمستن:رمیدن سوجستن:سوزیدن       فِوَردن:بلعیدن  واگودن:باز کردن     فووستن:ریختن

فِخَستن:فروکردن       فِتَرکستن:حمله کردن    فوخوتن:هل دادن      فیزیَن:تپاندن،فروکردن  فودوشتَن:مکیدن      فوکوشتن:خاموش کردن  کرِستن:کاشتن           گودَن:کردن

کِیشین:کشیدن        کتَن:افتادن         گرِستن:گشتن            زییَن:زدن

گوتن:گفتن           دَبیَن:بودن          یَرِستن:جراءت کردن     نالستن:نالیدن       ‏نَهَن:نهادن           ییَن:باز کردن       یتتن:پیداکردن       بییَن:بریدن         لووِستن: صدای سگ     واوییَن:باز شدن  وَستن:میل داشتن           وَرِستن:باریدن  هییَن:خریدن         فروتن:فروختن

ضرب المثل های محلی در روستای خرمکوه

-اینــی لـحـف تـزه بـیبی.

تجدید فراش کرده . کارش جور شده. نانش در روغن افتاده

ـ یه لگه گلش پیدا گودی ، پرسه چره مردوم پابرنده گردن .

یک لنگه کفش پیدا کرده ، می پرسد ، چرا مردم پابرهنه راه می روند .

– یته  نوخورم   نوخورم گو اه با وترسین ، یته ام  نوشم  نوشم.

یکی از آدمی که می گوید نمی خورم باید ترسید ، یکی از آدمی که می گوید پا نمی شویم .

-خر خره حریف نیه ،پالانی گوشه گاز گیره:وقتی دونفر دعوا می گیرند و فرد مغلوب به دور اطرافیان یا اموال حریف آسیب می زند.

-گَرنه بُز و سرچشمه: وقتی کسی ادعای بیخود دارد و خود را بالاتر از همه می داند.

-سگ و پیچا جنگ :دعوایی گربه وسگ این مثل در موقعی استفاده می شود که طرفین دعوا و موضوع آن مشخص نباشند

-تی داز دُمبَی : کارت تمامه

-زرده گوش:بی غیرت

ترانه های روستایی گیلان

ترانه هایی محلی که در روستای خرمکوه رواج دارد:

روخانای آب بامو پردا بََردا        منو و می یارکا هردو بَبَردا

پُره سازان بِیَن پَردای بسازین       منو و می یارکا همدل بسازین

هوارا مه بِگیته وایِ برمن          ترسَم لاییز بیایه بر سرمن

ترسم لاییز بیایه لایی به لای        میانِ لای بمانوم وای بر من

اگه یار منی راهانَه بیه         اگه راهان نُبه باغانه بیه

اگر دانی که دشمن در کمینه        سفید ماهی بُب روخانه بیه

سرکوهی بُشوم بلبل بگیرم          می بال تیر بخورد ترسم بمیرم

بُشم پیش حکیم مرهم بگیرم        اگر مرهم نُبو تی وَر بمیرم

نبی اله حبیبی. جلد هشتم گیلان نامه ۱۳۹۰

00   

گالری عکس

گالری عکس6 عکسنوشته شده توسط farabi در دوشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۰۷ ب.ظ

۵ نظر

نظر -49 - 0 از 5اولین« قبل بعد  » آخرین 
  1. 0

    با عرض سلام و خسته نباشید واقعا باید با اقا حبیبی خرمکوهی خسته نباشید گفت ایشان فردی زحمت کش و فعال و بسیار انسانی مهربان هستند من برای ایشان و همکارانشان ارزوی موفقیت میکنم

  2. 0

    برادر ارجمند جناب آقای نبی اله حبیبی. باسلام و خسته نباشید. مقاله محققانه شما را در شناساندن و معرفی روستای شهید پرور خرمکوه درگیلان نامه جلد هشتم خواندم. از این که به تنهایی آستین بالازده و وقت صرف معرفی روستای عزیز خرمکوه می نمایید، به شما خسته نباشید و دست مریزاد می گویم. امیدکه این پژوهش مقدمه ای باشد برای کوشش های آینده شماب رای شناساندن خرمکوه عزیز و عمارلوی بزرگ و تاریخی. موفق وپیروز باشید. قم/ ارادتمند حبیبی خرمکوهی

  3. 0

    سلام جناب آقای حبیبی شما بهتر است از بکار بردن کلمات تفرقه برانگیز خوداری کنید. بجای اینکه بنویسید “خلشکوه خرمکوه” و باعث تشدید تنش شوید واقعیت را بنویسید و شما خود بهتر می دانید که چنین چیزی صحت ندارد. شما باید این را هم بدانید افرادی هستند که با تفرقه میان روستاهای ما باعث عقب افتادگی روستاهای ما شده اند و خودشان به اهداف شان نزدیک شده‌اند. چرا امروز همه روستاهای ما خالی از سکنه شده‌است؟ چرا ما از کمترین امکانات محروم شده‌ایم؟
    شما فکر می کنید با نوشتن این مطالب باعث رشد و اعتلای روستای خود شده‌اید؟ نه بخدا. همه ما آب به آسیاب دشمن ریختیم و امروز هم ثمره آن را داریم می بینیم. واقعاً فکر نمی کنید دیگر باید چشم ما را به واقعیت باز کنیم.
    معرفی روستای شما کار خوبی بود و قابل تقدیر ولی تکرار مکررات خیر. بسی جای تاًسف دارد که سایت عمارلو بجای اینکه باعث همگرایی در این منطقه شود با نوشتن و یا گذاشتن بعضی مطالب باعث تشدید تنش می شود که امیدوارم دیگر تکرار نکند. با توجه به این که امروزه صحبت از حل اختلاف است آیا گذاشتن این مطلب جای از اعراب دارد.؟ با تشکر

    1. 0

      سلام
      ممنونیم از نوع دیدگاه شما و البته موافق آن هستیم.
      اما منظور شما کدام سطر و یا بند هست که “خلشکوه خرمکوه” درج شده؟ آدرس دهید، اصلاح کنیم.

  4. 0

    ضمن عرض سلام به برادر نادیده ام که نسبت به مقاله ی ارزشمند آقای حبیبی اظهار نظر نسبتا انتقادی داشته اند. اولا با دقت در خوانش مقاله ی آقای حبیبی در هیچ کجای مقاله ولو نکته ای که از آن استنباط مطلب تفرقه انگیز شود وجود ندارد . ایشان در یک مقاله ی تحقیقی فقط به معرفی روستای خرمکوه پرداخته اند.
    حقیر این نوع مقالات را در راستای اجرای منویات مقام عظمای ولایت ،برای مبارزه با جنگ نرم دشمن ارزیابی می کنم. بازآفرینی خرده فرهنگ های بومی وآیین های محلی یکی از مصادیق مبارزه با جنگ نرم دشمن است در این راستا باید از مدیر محترم سایت عمارلو تقدیر نموده مجالی برای عرضه ی این خرده فرهنگ ها وآیین ها در قالب معرفی روستا ها ایجاد می کنند.
    * پیشنهاد میکنم بخشدار محترم وبومی و عزیز عمارلو و رییس محترم شورای اسلامی شهر جیرنده که فردی عالم و دانش پژوه هستند در آینده طراحی همایشی تحت عنوان ((عمارلو شناسی)) را به عهده بگیرند،تا این فرهنگ غنی در سطح استانی و ملی باز نمایی شود .
    **پیشنهاد دوم این که برای معرفی کلیشم عزیز و شهید پرور نیز اقدام به درج چنین مقالاتی در مجلات کشوری و استانی ضروری به نظر می رسد.به این برادر عزیز و ناشناسم پیشنهاد می گردد که این مسئولیت سنگین را تقبل بفرمایند.
    ***در مورد اختلافات جزیی دو روستا الحمدالله با درایت مسوولین شهرستان و بخش ونماینده ی محترم رودبار آقای حکیمی در حال حل شدن قطعی است.
    و در این راستا برادران طاهری و حبیبی و حقگو ودیگران هماره پیشقدم و پیشرو بوده اندوما به مسوولین از عزیز عرض خسته نباشید و خدا قوت داریم و در آینده شاهد خواهیم بود که دو روستا چون گذشته به اوج روابط حسنه و مراودات محلی و اقتصادی باز گردند .چنین باد. قم/حبیبی خرمکوهی

  5. 0

    سلام جناب آقای حبیبی البته باید از همه مسئولین محترم شهرستان که واقعا زحمت کشیدند و تا این که این غده واقعا عفونی(اختلاف میان دو روستا) را با درایت و همکاری مردم و بزرگان این دو روستا حل و فصل نمایند.چون این امر باعث عقب افتادگی و نابودی این روستاها میشد و امیدوارم که نه تنها این دو روستا بلکه همه روستاهای این دهستان با کنار گذاشتن اختلاف های جزئی کمک به رشد و اعتلا و برون رفت از این عقب افتادگی و محرومیت بکنند. البته در بخش عمارلو متاسفانه انچنان که باید و شاید توجه به روستاهای بالادست نشده و اگر هم بوده آن بسیار اندک شما اگر سری به بخش دیلمان و پیرکوه بزنید این واقیعت بیشتر لمس می شود و هر بار هم اگر انتقادی از دوستان شده است نه تنها انتقاد پذیر نیستند همش با توجیه جواب غیر قانع کننده می دهند که امیوارم با توجه به اینکه اکنون بخشدار منطقه از بومی ها می باشد توجه بیشتر به روستاهای بالادست بکنند چون اگر تا کنون حرکتی هم بوده در جاهایی خاص و انهم موردی شما اگر به داخل محل کلیشم بیایید و داخل محل را ببینید به مطالب من ایمان می اورید با اینکه کلیشم به عنوان مرکز دهستان و زمانی به عنوان قطب تجاری منطقه بوده است ولی شما چهره محرومیت واقعی را در آن خواهید دید که امیدوارم این موضع بطور ریشه‌ای حل شود و به دیگر روستاها هم توجه شود. به عنوان مثال اگر در بعد گردشگری و طبیعت گردی که امروزه دارای طرفداران زیادی هست در دهستان کلیشم کاری انجام می شد ( مخصوصا در خلشکوه که دارای طبیعت و دو دریاچه است) شاید دیگر دهستان کلیشم امروز اینقدر در محرومیت نبود منظور از دهستان فقط روستای کلیشم نیست اگر کلیشم آباد شود مانند گذشته به تبع آن همه روستاهای این دهستان نیز به رونق خواهندرسید ولی در بخش عمارلو چنین انگیزه ای وجود ندارد .انشا‌ءالله که دوستان عزیز از مطالب بنده برداشت بد نکنند چون واقعا روستاهای ما اگر با این شیوه به پیش برود در سال‌های نه چندان دور شاید خالی از سکنه شود که این امر فاجعه‌ای برای منطقه و شهرستان خواهد بود شما توجه کنید زمانی در بخش ما این همه مدرسه و دانش‌آمور ولی امروز همه مدارس خالی و فکر نکنم کل دانش‌آموزان منطقه به بیشتر از ۱۰۰۰ برسد که این امر واقعا نگران کننده است. دست در دست هم دهیم به مهر تا منطقه خود را کنیم آباد.
    در پایان ضمن تشکر از همه زحمت کشان در همه جای ایران عزیز باز هم از همه دوستان می خواهم اگر مطلب بنده نقصی هست نظر بدی نبوده و منظورم با فرد یا جای خاصی نیست با بزرگواری خود عفو کنند هدف فقط آبادانی منطقه ماست ولاغیر والسلام

نظر -49 - 0 از 5اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه


5 + 8 =