صحبت های دکتر محمدنژاد با خبرنگار شکوفه های زیتون در روزهای پایانی سال92

متن مصاحبه پروفسور محمدنژاد با شکوفه های زیتون – 92/12/28

Warning: fread(): Length parameter must be greater than 0 in /home/ammarlou/domains/ammarlou.ir/public_html/wp-content/plugins/bottom-of-every-post/bottom_of_every_post.php on line 32
به سرزمینم تعصب دارم / ایجاد دانشگاه عمارلو را متحول کرد

 

 

 

 

 

همـــه بـايـد احســاس تکلیـف کننـد

هفته نامه شکوفه های زیتون / نوشته شده توسط بهرام قربانپور رشته رودی 

چهارشنبه 28 اسفند 1392 ساعت 09:28

پروفسور شهرام محمدنژاد در سال 1330 در خانواده ای متدین و مذهبی در آینه ده بخش فاراب عمارلوی شهرستان رودبار دیده به جهان گشود.

تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش و تحصیلات متوسطه را در تهران به اتمام رساند. وی پس از اتمام دوران دبیرستان برای ادامه تحصیل عازم آمریکا شد و در دانشگاه هوستون این کشور در رشته برق ادامه تحصیل داد. پس از اخذ لیسانس به دیارش برگشت و مئتی تاخیر مجدد جهت ادامه تحصیل به ژاپن مهاجرت کرد و در دانشگاه شیزوکای ژاپن موفق به اخذ فوق لیسانس مهندسی برق شد و در همان دانشگاه دکترای الکترونیک و لیزر را نیز بر کارنامه تحصیلی اش مُزَیَن کرد.

ayeneh deh 3

رزومه ی فعالیتی پروفسور محمدنژاد بقدری وسیع و گسترده است که گزارش مجالی ذکر آنها به نمی دهد، اما چند مورد به صورت خلاصه وار عنوان می شود:

عضو هیئت علمی دانشکده برق دانشگاه علم و صنعت از سال 1373، مرتبه علمی؛ استاد تمامی، مسئول فنی مخابرات سپاه 1359-1361 و عضو شورای سرپرستی، کاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران در کولومبو و اکردینه در مالدیو، معاون فنی سازمان گسترش خدمات بازرگانی، شهردار کرج و… از جمله سوابق اجرای و علمی وی می باشد.

گفتنی است، پروفسور محمدنژاد به علت عملکرد و فعالیت های مثبت و سازنده اش، چندین بار از سوی مقام معظم رهبری، رئیس جمهور و چند وزیر و معاون وزیر حاءز به دریافت لوح تقدیر شده است. وی بیش از 300 مقاله علمی و 50 پروژه در بخش های مختلف ارائه داده است. در همین نزدیکی های دور دست، در یک عصری دل انگیز در روستای آینه ده مهمان پروفسور شهرام محمد نژاد موسس دانشکده علمی – کاربردی فاراب عمارلو شدیم و به صورت صمیمی و بدور هر گونه دغدغه به گفتگو نشستیم که از نگاه ظریفتان خواهد گذشت.

جناب پروفسور ابتدا از فعالیت های فرهنگی و انقلابیتان در آمریکا بگویید:

پس از دوران دبیرستان، برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتم و در دانشگاه هوستون در رشته برق مشغول به تحصیل شدم. در آن زمان زمزمه های انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران طنین انداز شده بود و مردم هوشیار ایران به رهبری امام خمینی (ره) خیابان ها را ماَوایی برای احیا و اثبات اصلی به نام واقعیت، عشق و اسلام قرار داده بودند و با اعتراض های کوبنده ی خود، شاه پهلوی را لایق حکومت در ایران نمی دانستند. در این بازار آشفته سیاسی و امنیتی، شاه که موقعیتش را از دست رفته می دید قصد، داشت به آمریکا پناهنده شود. همین موضوع سبب شد تا با هماهنگی انجمن اسلامی شهر هوستون، نسبت به حضور شاه خائن به آمریکا معترض شدیم. این اعتراض بصورت تظاهرات با حضور 5000 دانشجو در واشنگتن انجام شد، که تحت محاصره پلیس درآمدیم. ما دغدغه داشتیم که نکند شاه به آمریکا بیاید و سپس با راهنمایی ها و ارشادات مستشاران آمریکایی مجدد به ایران باز گردد و جریان 28 مرداد دوباره در کشور اتفاق اُفتد. به همین منظور کمیته 30 نفره تشکیل دادیم و کفن پوشان وارد خیابان اصلی واشنگتن شدیم، که یکی آن 30 تن من بودم.

سرانجام این محاصره تبدیل به درگیری و کشمکش شد، اولین نفری که جرقه ی درگیری و تنش را با نیروهای پلیس آمریکایی شعله ور کرد، من بودم. در این درگیری مجروح شده و به بیمارستان انتقال داده شدم. در آن درگیری به قدری مجروح شده بودم که فقط دهانم 18 بخیه خورد. پس از بهبودی من را به زندان بردند. و سپس ما را به زندان نیویورک انتقال دادند. چند هفته را در زندان نیویورک گذارندم و سپس با رایزنی ها، آزاد شدم. قبل از درگیری لیسانسم را در دانشگاه هوستون اخذ کرده بودم و بعد درگیری ها و مسائل پیرامون آن باعث شد تا از دانشگاه اخراج شوم.

شنیده شد، شما در شورای هماهنگی نیروهای اسلامی با زنده یاد عسکراولادی هم خدمت بودید، خاطره ای از آن دوران بگویید:

خدا رحمت کند مرحوم عسکراولادی را؛ معمولاً در جلسات شورای هماهنگی با هم بودیم و از نظرات و تجربیات هم استفاده می کردیم. در یکی از این جلسات، مرحوم عسکراولادی از یک شخصی تعریف و تمجید نمود که بنده آن را مورد نقد قرار دادم و گفتم این چیزی که شما می گویید درست نیست. آن مرحوم در جواب به من گفت: « آقای محمدنژاد حرف های پریشان می زنید». بعد از مدتی به مرحوم عسکراولادی ثابت شد که پیش بینی من درست بوده است.

از شخصیت و منش آن مرحوم مختصر برای خوانندگان شکوفه های زیتون بگویید:

عسگر اولادی

مرحوم عسکراولادی شخصیت بزرگی بود، مبارزِ مجاهدی بود، مسلمان واقعی بود، مطیع رهبری بود، فرد خَیِری بود. جناب پروفسور چطور شد به شهرستان رودبار برگشتید؟ من فرزند شهرستان هستم و به اینجا تعلق و تعهد دارم. وقتی برگشتم، فضای شهرستان از هر جهت، بسیار تاثربرانگیز و تاسف بار بود. بر آن شدیم به منظور رشد و توسعه منطقه اقدام به تاسیس دانشکده علمی – کاربردی فاراب عمارلو کردیم، تا شاید کمی از دردهای مردم را تسکین دهیم. این دانشکده چند دانشجو دارد؟ بیش از 300 دانشجو در بخش های مختلف در دانشکده فاراب عمارلو مشغول به تحصیل هستند.

دانشکده علمی و کاربردی فاراب عمارلو چه خدماتی را ارائه می دهد؟

همانطور که مستحضر هستید این دانشکده یکی از معتبرترین دانشکده های گیلان به شمار می رود. این دانشکده در چهار رشته کارشناسی و هشت رشته کاردانی، دانشجو می پذیرد. رشته های خیلی خوبی نظیر؛ فناوری اطلاعات، گیاهان دارویی، نرم افزار کامپیوتر، مدیریت، حسابداری، برق صنعتی در این دانشکده تدریس می شود. علیرغم اینکه مسیر ارتباطی دانشگاه نامناسب است، ولی ما از نقاط مختلف کشور نظیر؛ کردستان، کرج، زنجان، قزوین، رشت، انزلی، رودبار، رستم آباد دانشجو داریم. سرویس حمل و نقل، خوابگاه، تشکیل مُجِدانه و بدون تاخیر کلاس ها، اساتید خِبره، برگزاری پروژه های تحقیقی و پژوهشی مختلف از جمله امکانات و توانمندی های دانشکده فاراب می باشد. عصاره گیری و فرآوری گیاهان دارویی از جمله آویشن، گل گاوزبان و… نیز از دیگر دستاوردهای این دانشکده بوده، که در نمایشگاه پارک علم و فناوری گیلان و نمایشگاه دستاوردهای دانشکده علمی – کاربردی گیلان شرکت داده شد.

پروفسور اگر امکان دارد در خصوص کم و کیف نمایشگاه های مزبور نیز توضیح دهید:

خوشبختانه جایگاه علمی و تحقیقاتی دانشکده علی – کاربردی فاراب عمارلو بقدری بالا رفته است که در نمایشگاه های بزرگ با عرضه دستاوردهای دانشجویان، خودنمایی می کند. در خصوص انرژی خورشیدی، گیاهان دارویی، معدن دستاوردها و یافته هایی را در نمایشگاه عرضه کردیم. 7 جلد کتاب، طرح جامع گیاهان دارویی را نیز در نمایشگاه ارائه دادیم.

آقای دکتر به نظر شما بخش عمارلو تا چه اندازه در زمینه پرورش گیاهان دارویی مستعد است؟

Gol-GavZaban-kh53-az

بر اساس نظریه چند گروه از متخصصین گیاهان دارویی کشور، ترجمه عمارلو را گیاهان دارویی دانسته و این منطقه را بعنوان کلکسیون ثروتمند گیاهان دارویی می شناسند. این منطقه علیرغم استعدادهای فوق در زمینه های معدن نظیر؛ اورانیوم، زغال سنگ، سنگ گرانیت، سیلیسیوم، سیمان، خاک قرمز، گوگرد، جزء ثروت های منطقه به شمار می رود که استفاده ی بهینه ای از آن نشده است.

چه راهکاری را برای توسعه و بارآوری این توانمندی ها پیشنهاد می کنید؟

استعدادهای مزبور و سایر توانمندی ها نظیر؛ چشم انداز منطقه، زیبایی داماش، پوشش آب و هوایی عالی در منطقه از جمله ثروت هایی است که اگر تفکر متحول شود، آنها هم متحول شده و به بار می نشینند.باید برای سازندگی و توسعه، فکرها را متحول کرد.

داماش

oonternet-9943914759891

آقای دکتر چند مدت پیش شنیده شد که شما همایش بزرگی را در شهرستان برنامه ریزی نمودید، چرا این همایش برگزار نشد؟

بله همینطوره. متاسفانه برخی تنگ نظری ها و کارشکنی ها اجازه ی پیشرفت را از شهرستان گرفته است. همایشی تحت عنوان توسعه شهرستان برنامه ریزی کرده بودیم، زمان و مکان برگزاری هم مشخص شد و حتی بیش از 2میلیون تومان هزینه تبلیغات صرف شد ولی به علت برخی کارشکنی ها، عدم هماهنگی و تعامل، این همایش لغو شد. با برگزاری این همایش، آمایش سرزمینی رودبار را هدف گرفته بودیم. در این همایش تعداد قابل ملاحظه ای از اندیشمندان از جمله دکتر نهاوندیان، دکتر ایوبی، خانم دکتر امیرزاده و چند تن از بزرگان استان و شهرستان دعوت شده بودند. قصد ما از اجرای این همایش، ایجاد حرکت و امید در شهرستان بود. امیدوارم با حضور مهندس احمدی فرماندار جدید رودبار، برخی تنگ نظری ها از بین برود. در جلسه ای که با وی داشتم، آقای احمدی را فردی جدی و دلسوز یافتم. فرماندار جدید با درایت خویش امید بخشی را در شهرستان بوجود بیاورد.

چطور می توان امیدبخشی را در شهرستان ایجاد کرد؟

عمارلو2

در بحث کلان، به طور کلی ما ایرانی ها به کار جمعی و گروهی اعتقاد نداشته و رغبتی نداریم ولی تا دلت بخواهد منیت و تک روی است. برای توسعه و پیشرفت شهرستان باید همه ظرفیت ها را در یک ظرف گذاشت. اِلِمان مهمی که ژاپن ران، ژاپن کرده، تئوری جمعی و کار گروهی بوده است. نباید به خاطر رقابت و منافع شخصی، منطقه را قربانی نمود. منافع شهرستان باید در الویت اول قرار گیرد. مردمِ خوبی داریم، مکتب بسیار ارزشمندی داریم، فرهنگِ متمدنی داریم؛ شایسته ما نیست که فقیر داشته باشیم.

وضعیت علمی استان گیلان را در چه جایگاهی می بینید؟

وضعیت علمی استان بد نیست ولی در کلام موضوع و از لحاظ فنی و فناورانه از وضعیت علمی گیلان راضی نیستم. وقتی گیلان از لحاظ استعدادهای طبیعی، تاریخی و فرهنگی، در سطح کشور حرف اول را می زند، باید در زمینه علمی هم حرفی برای گفتن داشته باشد. افراد از نقاط مختلف ایران در سطح ملی بسیار تاثیرگذارتر از گیلانی ها در کشور هستند. بعد از سال ها دکتر نوبخت از گیلان بعنوان معاون رئیس جمهور انتخاب شد، باید بقدری قوی باشیم که در سطح ملی حرف برای گفتن داشته باشیم. جای تعجب است که گیلان با این همه پتانسیل و ظرفیت، بیکار و فقیر در آستین دارد. اگر مسئولین ما ظرفیت ها را بررسی کنند، در می یابند که گیلان اندازه کشور توانمندی دارد. متاسفانه دانشگاه های ما مدرک محور هستند، این دانشگاه ها باید پژوهش محور باشند.

دلیل اصلی عقب ماندگی گیلان؟

گیلان

متاسفانه هر مسئولی که در استان وارد عمل می شود، بقیه را فراموش کرده و فکر می کند همه کاره است. آن مسئولی موفق است که از همه ظرفیت ها استفاده کند. شناخت از همه ظرفیت ها و توانمندیها، اولین فرایند توسعه است.

چطور شد به فکر تاسیس دانشکده علمی – کاربردی در شهرستان افتادید؟

ammar_farab-1

طبق نظر کارشناسان و تحلیل گران، توسعه جامعه بر مبنای توسعه ی فکری معنا پیدا می کند. اگر انسان ها از لحاظ فکری، رشد کنند، آن جامعه آهنگ رشد و توسعه را به خود خواهد گرفت. یکی از مولفه های تاسیس دانشکده، متحول ساختن فکر مردم بود. با پروراندن انسان ها و توانمندسازی فکر، می توان منطقه ای آباد داشت.

علاوه تاسیس دانشکده در عمارلو، چه کارهایی را در منطقه صورت دادید؟

تاسیس موسسه زبان با ظرفیت بیش از 100 نفر، ساماندهی مخابرات منطقه، افتتاح صندوق بورسیه، رایزنی با نیکزاد وزیر سابق راه و شهرسازی، لاریجانی رئیس مجلس، آخوندی وزیر راه و شهرسازی جهت ترمیم راه لوشان به جیرنده، مساعدت با افراد برای راه اندازی دامداری بخشی از فعالیت ها در این مدت می باشد.

صندوق بورسیه چه خدماتی ارائه می دهد؟

دانشجویانی که بی بضائت هستند و توان پرداخت شهریه را ندارند، این صندوق به آنها کمک می کند. مشکلات و دغدغه ها؟ بقدری مورد لطف و عنایت خداوند قرار گرفتم که مشکلات به چشم نمی آید. بیان مشکلات در مقابل لطف و کرم خداوند بی ارزش است.

آقای دکتر با توجه به استعدادها و توانمندی هایی که دارید، می توانستید بهترین بهره را از آن ببرید، چه چیزی به شما انگیزه داد در شهرستان بمانید؟

من سال ها در اینجا زندگی کردم و نفس کشیدم، و مدیون این منطقه، آب و خاک هستم، چطور می توانم محرومیت و نابودی منطقه و زادگاهم را ببینم و نسبت به آن بی تفاوت باشم. برای نجات شهرستان همه باید احساس تکلیف کنیم. از همه افرادی که از این شهرستان کوچیدند و اکنون به مقام و منصبی رسیدند، بر گردند و شهرستان را از حالت سکون در بیاورند.

اگر ناگفته ای دارید،بفرمایید:

از کلیه مسئولین اعم از نماینده محترم، فرماندار مکتبی و سایر مسئولین شهرستان خواستارم که کار گروهی و جمعی را فراموش نکنند. افراد از حذف کردن های بی جهت، تضعیف کردن و شکستن تعامل و کار جمعی جلوگیری کنند. اگر تاکنون در فکر حذف هم بودیم، منبعد به فکر یافتن و ساختن هم باشیم.

از نشریات شهرستان بویژه شکوفه های زیتون می خواهم با قلم زدن و هدایت دهی، فرهنگ تعامل و کار گروهی را در شهرستان نهادینه کنند.

  

نوشته شده توسط umran در دوشنبه, ۱۱ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۳۱ ب.ظ

دیدگاه


6 + 5 =